🐰 به نظرم این سکوتا هم بعضی وقتا خیلی خوبه
🐰 به نظرم این سکوتا هم بعضی وقتا خیلی خوبه
🐣 آره...
*سکوت*
🐣🐰 😂
🐣 واقعا زحمت کشیدین
🐰 😂
🐣 راستش سخت بود، انگار زمان اصلاً نمیگذشت... یه هفته میگذشت انگار یه ماه گذشته بود...😭 اونجا انگار زمان جور دیگهای میگذشت، حتی وقتی اوضاع خوب بود
🐰 درسته، راستش حس میکردم سه سال گذشته😭
🐣 واقعاً آرمیها کلی منتظر مونده بودن
🐰 من حتی میتونم بیشتر از اینم برای آرمیها صبر کنم
🐣 کلی در موردش حرف زدیم، اونقدر شبها نخوابیدیم و دربارهش صحبت کردیم
🐰 آره، درباره اینکه چیکار کنیم و چی رو تمرین کنیم صحبت کردیم
🐣 چه چیزایی میتونه باحال باشه و چه مدل آهنگایی بسازیم
🐣 وقتی پنج هفته توی اردوگاه آموزشی بودیم، هر روز برام سخت بود؛ قبل غذا سخت بود، قبل خواب سخت بود (میخنده)
🐣 ولی جونگکوك خیلی بهم دلگرمی میداد. میگفت: «اوو هیونگ، فقط یه روز گذشته، اوو هیونگ فقط یه هفته گذشته، زمان چقدر زود میگذره، نه؟»😭
🐣 آره...
*سکوت*
🐣🐰 😂
🐣 واقعا زحمت کشیدین
🐰 😂
🐣 راستش سخت بود، انگار زمان اصلاً نمیگذشت... یه هفته میگذشت انگار یه ماه گذشته بود...😭 اونجا انگار زمان جور دیگهای میگذشت، حتی وقتی اوضاع خوب بود
🐰 درسته، راستش حس میکردم سه سال گذشته😭
🐣 واقعاً آرمیها کلی منتظر مونده بودن
🐰 من حتی میتونم بیشتر از اینم برای آرمیها صبر کنم
🐣 کلی در موردش حرف زدیم، اونقدر شبها نخوابیدیم و دربارهش صحبت کردیم
🐰 آره، درباره اینکه چیکار کنیم و چی رو تمرین کنیم صحبت کردیم
🐣 چه چیزایی میتونه باحال باشه و چه مدل آهنگایی بسازیم
🐣 وقتی پنج هفته توی اردوگاه آموزشی بودیم، هر روز برام سخت بود؛ قبل غذا سخت بود، قبل خواب سخت بود (میخنده)
🐣 ولی جونگکوك خیلی بهم دلگرمی میداد. میگفت: «اوو هیونگ، فقط یه روز گذشته، اوو هیونگ فقط یه هفته گذشته، زمان چقدر زود میگذره، نه؟»😭
- ۱.۶k
- ۲۱ خرداد ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط