جای قلبم کاشکی یک تکه سنگی داشتم
جای قلبم کاشکی یک تکه سنگی داشتم
مثل چشمان تو با هر کس دو رنگی داشتم
با تو ام قلبِ مرا انگار بردی با خودت
شرم کن...با این که من چنگِ پلنگی داشتم
کاش می شد تا بگویم عاشقی درد است درد
کاشکی هم یک دلِ شیر و نهنگی داشتم
عهد با من بسته بودی خو گرفتی با دگر
جان من امشب بگو با من چه ننگی داشتم
مثل قالی های کرمانی که دارد مشتری
پیش چشمِ تیره ات رنگِ قشنگی داشتم
سرگشته
مثل چشمان تو با هر کس دو رنگی داشتم
با تو ام قلبِ مرا انگار بردی با خودت
شرم کن...با این که من چنگِ پلنگی داشتم
کاش می شد تا بگویم عاشقی درد است درد
کاشکی هم یک دلِ شیر و نهنگی داشتم
عهد با من بسته بودی خو گرفتی با دگر
جان من امشب بگو با من چه ننگی داشتم
مثل قالی های کرمانی که دارد مشتری
پیش چشمِ تیره ات رنگِ قشنگی داشتم
سرگشته
- ۱.۴k
- ۰۲ اردیبهشت ۱۳۹۶
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط