{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

Part ¹⁰

Part ¹⁰
The name of the story: Madness hall(تالار جنون)

گفتم:
اوه... میدونی مسابقه کجا برگزار میشه؟!
گفت:
متاسفانه نه... فقط میدونم برای هر مسابقه یه جایی رو با جادوی موجود در ارواح پلید و شیطانی به وجود میارن و برای هر مسابقه این مکان تغییر میکنه.........
پنج دقیقه دیگه یکی از ارواح پلید تورو میرسونه به مکان مشخص شده.........
گفتم:
من با این کثافت پامو هم اونجا نمیزارم... اصلا از بازی انصراف میدم..........
گفت:
اوکی من راهنماییت میکنم!
گفتم:
مگه نگفتی نمیدونم مکان کجاست؟!
گفت:
ازش میپرسم.........
گفتم:
مسخره کردی؟!
گفت:
کیو؟!
گفتم:
منو!
گفتم:
نه!
که دره اتاق خورده شد..........
گفتم:
بیا... اومد، برو درستش کن!
گفت:
باشه!
دو دقیقه بعد اومد و گفت:
زود باش داره دیر میشه!
سریع رفتم بیرون........
گفتم:
مگه نه اونم دشمنه توئه، چطوری انقدر راحت راضیش کردی؟!
گفت:
بله درسته، دشمنه منه ولی درجه من از این بیشتره در نتیجه طبق قانون باید احترام بزاره‌........‌.‌.
ولی خب من راضیش نکردم من باهاش معامله کردم!
عصبانی شدم و گفتم:
مکالمه با همچین کسی؟!
حالا راجب چی؟!
گفت:
رسیدیم.........
گفتم:
باشه، ولی جواب منو ندادی!
گفت:
بعدا........‌‌.
داشتم برمیگشتم که وارد بشم که یه دفعه شونمو گرفت و منو برگردوند سمته خودشه..........
گفت:
قبل از اینکه پاتو بزاری تو دروازه مسابقه سه بار تو ذهنت اسم منو صدا بزن..........
حواستم باشه قبل از مسابقه چیزه سمی یا شراب نخوری... طبیعتا مزه هاشون عجیبه!
حالا برو.........
سرمو تکون دادم و وارد یه سالن غذا خوری مجلل شدم با یه میز طویل که پایانش قابل دید نبود..........
حدوده ده نفر سره میز بودند و وقتی من وارد شدم سر ها با حالت تعجب رو به من برگشت....‌‌...‌...
بی‌توجه به اون ها جایه خالی ای رو پیدا کردم و نشستم..........
دیدگاه ها (۰)

Part ⁹The name of the story: Madness hall(تالار جنون)گفتم:اح...

Part ⁸The name of the story: Madness hall(تالار جنون)گفت:اوه...

Part: 17The name of the story: Mafia my savior(مافیا نجات ده...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط