{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

Part ⁸

Part ⁸
The name of the story: Madness hall(تالار جنون)

گفت:
اوه راستی...........
داشت یادم میرفت.........
خب راجب مسابقه باید بگم که مسابقه ی سختیه..........
بخاطر همین من بهت کمک میکنم..........
این مسابقه ۵ مرحله داره..........
سه مرحله مسابقه اصلی... مرحله چهار فینال و گرفتن سنگ خون... مرحله آخر یعنی پنج اون مرحله تشخیص خون آشام هست ولی بزار بهت بگم که قدرت تشخیص تو در اون مسابقه ضعیف میشه... تو این مرحله پنج نفر وجود دارن که تو باید تشخیص بدی کی خون آشام اصلیه... اگه اشتباه گفتی مجازاتت مرگه ولی اگه درست گفتی به عنوان زن زیباترین خون آشام خوانده میشی... این پنج نفر:
خون آشام/ شخصیت اصلی
انسان فانی
احضارگر روح
روح های پلید شیطانی
و روح
از بین این پنج نفر باید تشخیص بدی.........
قرن هاست که هیچ کس تو این مسابقه برنده نشده.........
گفتم:
حاضرم بمیرم ولی زن یه خون آشام نشم..........
گفت:
اگه برنده شدی من برای اینکه زن دشمنت نشی برنامه میچینم، خوبه؟!
گفتم:
چه برنامه ای؟!
گفت:
باید فکر کنم تا بهترین برنامه رو بسازم........‌.
گفتم:
توضیحاتت تموم شد........
به نشانه نفی سر تکون داد و گفت:
نه........
یه مورد دیگه هم هست.........
اگه تو مرحله پنج برنده شدی سنگ خون به خون آشام میرسه..........
و برای پیوند بین تو و خون آشام اون از خون لب های تو میخوره و با هم پیوند میخورین........
در ضمن تو هم باید از خون اون بخوری تا خون آشام بشی........
قبل شروع مسابقه شمارو با غذا سیر میکنن و بعد مسابقه شروع میشه........
حواست به چیز هایی که میخوری باشه ممکنه چیزی باشه که حواست رو پرت کنه یا حالت رو بد کنه.........
برای شروع مسابقه بهتون یه ضرب المثل میدن که خیلی بدردت میخوره اونو حتما حفظ میکنی چون برای حل این بازی به کمک این حقه نیاز دارم........
حالا چجوری من بیام کمکت...خب، کافیه دوبار بلند اسمم رو توی ذهنت صدا بزنی..........
تاکید می‌کنم توی ذهنت.........
من به صورت نامرئی ظاهر میشم و با صدام تورو همراهی میکنم........
پس لطفا حواست باشه بلند صدام نزنی کسی نباید بفهمه..........
فقط نیاز به یه ارتباط یا پیوند ذهنی داریم، آیا میتونم اجراش کنم؟!
گفتم:
یه کاری بکن بهت اعتماد کنم!
اومد نزدیکم و دستم رو توی دستش گرفت گذاشت روی سینش سمته قلبش و سوگند خورد.........
این سوگند بین احضارگران روح هست که اگه شکسته بشه گناه و چیزی جز بدنامی نیست..........
گفتم:
خب، اجراش کن!
دسته راستم رو گذاشت روی سمته چپه سینش و یه نوری بین دسته منو سینش تبادل پیدا کرد........
گفت:
پیوند من به تو انجام شد حالا نوبت توئه......‌‌...
گفتم:
اگه منم اجراش کنم مثل تو میشه؟!
گفت:
البته.........
همون کارو انجام دادم و پیوند انجام شد........
دیدگاه ها (۰)

Part ⁷The name of the story: Madness hall(تالار جنون)گفتم:به...

Part ⁶The name of the story: Madness hall(تالار جنون)بعد از ...

پارت1نویسنده:لونا داشت با تازه وارد ها حرف میزدو درمورد خون ...

🐥: اگه من بازیگر بودم، چه ژانرهایی به من می‌اومد؟نا-یانگ: اح...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط