{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مستی چشمت مرا اول کمی عیاش کرد

مستی چشمت مرا اول کمی عیاش کرد
رفته رفته از اراذل بعد از آن اوباش کرد
هیچ میدانی که چشمانت چه با من می کنند
آنچه با درد ِ مفاصل شیره‌ی خشخاش کرد .
دیدگاه ها (۱)

زین شاخه به ان شاخه پریدن ممنوع درذهن به جز تو افریدن ممنوع...

کوچه بن بست و... تو اینجا و...شب و...لبهایتصدو ده بار .. 11...

مشو دل تنگ اگر یک چند اشکت بی اثر باشدکه سازد خاک را گلزار، ...

بای

(◠‿◕) 👈... ‍‍مستی چشمت مـرا اول کمی عیاش کردرفته رفته شد ارا...

اینا با این تیپی که میرن هیئت بیشتر بهشون میخوره ساقدوش ننه‌...

عشق آن است که خیابان به خیابان همه را رد کنی ناگهان بر سرِ ی...

عاشقانه های شبنم

https://wisgoon.com/toniiiii شهریوری ها زلالند و اهلِ کینه و...

حالا که اسب‌های سینه‌ام سرکشی نمی‌کنند، اکنون که طوری آرام گ...

این موضوع، وزنِ سنگینی را به تنهایی بر دوشِ هر پنج نفر اضافه...

دردهای منجامه نیستندتا ز تن در آورمـچامه و چکامه نیستندتا به...

شاید هیچ‌وقت دختری نداشته باشم که موهایش را آرام شانه بزنم، ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط