چرا حرف منو باور نمیکنی

#چرا حرف منو باور نمیکنی
پارت ⁴⁷

بعد چند ساعت فامیل های پارک امدن

پ.ج: دخترم میتونی درو باز کنی
ات : بله پدر
ات رفت درو باز کرد و سلام علیک کردن امدن داخل

ع.ج : سلام بر شیر پسرم چطوری

جیمین: سلام عمو خوبم شما چطورین

ع.ج : خوبم وقتی تو رو میبینم بهتر هم میشم

جیمین: سلام زن عمو

ز.ع.ج : سلام پسرم

جیمین: سلام عمه
ع.ج : سلام پسرم خوشتیپم

جیمین: وقتی عمه این خوشتیپی دارم چه انتظاری داری
ع.ج : معلوم تو به من رفتی پس میخواستی به کی بری

جیمین: بفرماید بشینین

همه نشستن و ات هم نشست پیش جیمین پدر جیمین پیش برادرش نشست

جیمین: خوب عمه و عمو و زن عمو میخوام زنمو بهتون معرفی کنم خانم کیم ات هستن

(فامیل ات یادم رفت فامیل جدید گذاشتم 🫠)

همه : تبریک گفتن
جیمین: خیلی ممنون
ات : خیلی ممنون

پ. ج : برادر چرا بچه هات نیوردی

ع.ج : نمیخواستن بیان برادر هر چی سعی کردم بیارمشون نشود انشالله عروسیتون میان نیومدن من میدونم با اون ها

پ.ج : انقدر تند نرو بچن

ع. ج : ن دیگه باید حرفم گوش بدن اگر نکردن میفرستمشون سینه قبرستون

جیمین: عمو اشکالی نداره دفع بعد بیاین خونمون
ات چشماش گرد شود و به جیمین نگاه میکرد و سعی کرد خودشو جمع کرد

وقت شام شود

اجوما : رئیس شام اماده شود

جیمین و پدر جیمین باهم بلند شودن و

جیمین: بیاین سر سفر شام بخوریم

ات بلند شود : بفرمایید

همه بلند شودن و سر سفر نشستن
مشغول خوردن شودن ات یکمی استرس و میل به غذا نداشت ولی مجبور بود غذا بخوره
جیمین که فهمید ات چه حسی داره رون پای ات یواش می‌مالید و این کار جیمین ات رو تعجب کرده بود

شام تموم شود و همه رفتن مهمانی و نوشیدنی ها اوردن

ات که دید ساعت ۹ شوده و باید میرفت کافه نمیتونست بره اینجا مهمون های خانواده جیمین بود و جیمین هم نمیزاره من تنها برم
باید بهون پیام میداد

ات: جیمین شارژگر کجاست گوشیم شارژ نداره

جیمین: ببینم .. مثل گوشی منه برو اتاقم هست

ات : من اتاقت نمیدونم کدومه

جیمین : سیاه رنگه

ات: باشه
گوشش ورداشت و رفت طبقه بالا و در سیاه رنگ پیدا کرد و رفت داخل

ات: وای چقدر رنگش قشنگه به اتاقش نگاه میکرد و شارژ پیدا کرد گوشیش روشن کرد و به پسر هونگ پیام داد






جیمین دنبال ات رفت وقتی دید که ات رفته داخل اتاق که رفتم دنبالش وقتی دیدم داره نگاه میکنه و شارژ پیدا کرد گوشیش روشن کرد و داشت پیام میداد که وقتی میخواست گوشیش خاموش کنه گوشیش ازش گرفتم و. به چت ها نگاه میکردم درست بود اون با پسر حرف میزد




پارت بعدی تنبیه باشه یا دعوا بگزارم؟
دیدگاه ها (۵)

#اچرا حرف منو باور نمیکنی .پارت⁴⁶ات: عمارت چقدر قشنگه جیمین...

یک تعهد بگیر مثل اون سری زنشه @jmz1995شوهرشه @kikm_jimi_7خو...

چرا حرف منو باور نمیکنی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط