{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تو می رفتی و تصویر تو در خورشید می افتـاد

تو می رفتی و تصویر تو در خورشید می افتـاد
فقط یک سایـه بود و در غروب از دیـد می افتاد

من و یک کوچه و پاییز و باد وسنگ فرش و اشک
مرا بعد از تو هر برگی که می فهمید می افتاد
دیدگاه ها (۳)

ﺑﻨﺎﻝ ﺍﯼ ﻧﯽ ﮐﻪ ﻣﻦ ﻏﻢ ﺩﺍﺭﻡ ﺍﻣﺸﺐﻧﻪ ﺩﻟﺴﻮﺯ ﻭ ﻧﻪ ﻫﻤﺪﻡ ﺩﺍﺭﻡ ﺍﻣﺸﺐﺩﻟﻢ...

ﭼﻨﺎﻥ ﺩﻝ ﮐﻨﺪﻡ ﺍﺯ ﺩﻧﯿﺎﮐﻪ ﺷﮑﻠﻢ ﺷﮑﻞ ﺗﻨﻬﺎﯾﯽ ﺳﺖﺑﺒﯿﻦ ﻣﺮﮒ ﻣﻦ ﺭﺍ ﺩﺭ ﺧ...

صدایم کن، چو لب وا می کنی عشق استخودت را در دلم جا می کنی عش...

ناز چشمانت کشم آنقدر، حیرانت کنم بی وفا در قدرت من نیست زندا...

«خانه، دلتنگِ غروبی خفه بود» مثل امروز که تنگ است دلم؛ نه بر...

زخم سنگین

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط