{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

my ex

my ex
p.37

جلسه که تموم شد، هنوز ذهن ا.ت سنگین بود. انگار همه چیز یه‌هو عوض شده بود. ولی وقتی از اتاق زد بیرون، جونگ‌کوک آروم کنارش قدم برداشت.

-خب؟ چی فکر می‌کنی؟

ا.ت اولش حرفی نزد. فقط نگاهش کرد. بعد با مکث گفت: 
قبولش می‌کنم. نمی‌تونم همچین فرصتی رو رد کنم.

یه چیزی تو چشمای جونگ‌کوک برق زد… یه جور غرور، یه جور خوشحالی که نمی‌تونست قایمش کنه. 
-می‌دونستم قبول می‌کنی. واقعا خوشحالم… خیلی.

بعد، کمی نزدیک‌تر شد. نزدیک‌تر از حد معمول. اون‌قدری که نفس‌های گرمش قاطی نفس‌های ا.ت می‌شد.

-راستی… دیشب خیلی نگران بودم. 
لحنش نرم بود، عجیب نرم. انگار داشت کم‌کم اون فاصله‌ای که همیشه بینشون بود رو از بین می‌برد.

ا.ت نگاهشو دزدید.
+باشه… ببخش که جواب ندادم.

جونگ‌کوک آروم خندید.
-می‌دونی… حالا که قراره با ما توی تور باشی، بهتره یه کم… نزدیک‌تر باشیم. هماهنگ‌تر. می‌فهمی چی می‌گم؟

ا.ت سرشو بلند کرد و نگاهش کرد. اون فاصله… اون نزدیکی… همه‌چی یه‌هو واسش خیلی واقعی شد. 
+آره… فکر کنم می‌فهمم.

جونگ‌کوک یه قدم دیگه هم جلو رفت. 
-خوبه. چون من نمی‌خوام بینمون… فاصله‌ای بمونه.

اون لحظه، قلب ا.ت داشت دیوونه‌وار می‌زد. همیشه فکر می‌کرد جونگ‌کوک هیچ‌وقت اینطوری باهاش رفتار نمی‌کنه. هیچ‌وقت این‌قدر واضح بهش نزدیک نمی‌شه.

و خب… ا.ت عاشقش بود. دیوونه‌وار. 
فقط سعی می‌کرد نشون نده.

جونگ‌کوک با لبخندِ نصفه گفت: 
پس، از الان… بیشتر پیشِ همیم. زیادتر همو می‌بینیم. مشکلی که نداری؟

ا.ت سریع گفت: نه! اصلا. یعنی… خوبه.

جونگ‌کوک همون‌طور که از کنارش رد می‌شد، بی‌هوا دستش خورد به بازوی ا.ت. نه تصادفی… نه کاملاً عمدی… یه چیزی وسطش.

زمزمه کرد:  (کوک زمزمه کرد)
از فردا تمرین‌های تور شروع می‌شه. دوست دارم کنارم باشی.

ا.ت فقط تونست سر تکون بده. 
قلبش داشت از توی قفسه‌ی سینه‌ش بالا می‌اومد.

اما… یه گوشه‌ی خیلی کوچیک از ذهنش داشت هشدار می‌داد که این نزدیکیِ سریع، یه چیزی پشتش هست. 
یه چیزی که هنوز نمی‌دید.

اون نمی‌دونست… 
این شروعِ یه عشق نبود. 
شروعِ یه سقوط بود...........
ادامه دارد.......
مرسی که شرط هارو نمیرسونین
کلی من میزارم
بچه ها ناراحت نشین از این حرفام میگم حالم چندان قابل تعریف نیست.....
امروز این پارت رو گذاشتم
و شرط نزاشتم
ولی...
فردا با بیشتر از ۵ پارت میامممم🥳🥳
دیدگاه ها (۵۳)

my exp.38ا.ت بعد از امضای قرارداد، از ساختمون که زد بیرون نف...

my exp.39e.1شروع تمرین‌های تور از همون روز اول دیوونه‌کننده ...

حدیث داداش میگم فقط لایک میکنیهمینه دیگه🤣🤣

حدیث داداش یهو کامنت نزاری هااافقط لایک کن باشه؟زحمت میشه بر...

پارت ۶🖤❤️خوناشام خشن من❤️🖤 ا/ت: اصلاً ریدم دهنت جونگ کوکاجون...

پارت ۶🖤❤️خوناشام خشن من❤️🖤 ا/ت: اصلاً ریدم دهنت جونگ کوکاجون...

پرنسس من ۱۳

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط