{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

رسیدیم

-رسیدیم
+آخش
-چیه انقدر با من بودن بده
+نه چه ربطی داره ۳ ساعته داخل ماشینیم
-بیا اتاقمون شماره۲۳ هست
+اکی

ویو کوک
ات از اسانسور میترسه بخاطر همین باید حواسم بهش باشه

+جنکوک
-هوم؟
+میشه از آسانسوری نریم(دست کوک رو میگیره)
-از آسانسوری میترسی
+اوهوم
-بیا بریم داخل اسانسور نترس امنیتش بالاست
+باشه

ویو ات
رفتیم داخل اسانسور چون من فوبیا اسانسور دارم ناخداگاه رفتم تو بغلش رو سفت گرفتمش

ویو کوک
دیدم ات اومد داخل بغلم و سفت گرفتم
خیلی کوچیک بود جوری که داخل بغلم گم میشد

-ات تموم شد بیا
+باشه
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
فلش کام بک به داخل اتاقی که مال هتل بود
چقدر تنبلمم
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
ویو ات
رفتم داخل اتاق خیلی خستم بود گرفتم خوابیدم که احساس کردم یکی از پشتم یکی بغلم کرده که دستش رو دیدم کوک بود
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
-چیه خوشت اومده
+میخوام بخوابم خستمه حوصله ندارم باهات دعوا کنم
-هوم خوبه منم خوابم میاد

ویو کوک
اینو گفتم که دیدم لباس ات خیلی کوتاه پس رو تختی رو انداختم روش
دیدگاه ها (۲)

+چیه لباسم کوتاه بود-آره جوری کوتاهه که میتونه منو تحریک کنه...

میشه این قلب بالا رو قرمزش کنی👆🏻❤

+(میخنده) میگم جنکوک چرا باهام اومدی؟ -خوب میدونی یه حس بهم...

ات خوابش میبرهویو کوکدیدم ات خوابش برد خیلی کیوت شده بود دلم...

ویو ات: صبح شده بود دلم درد میکرد بلند شدم رفتم تا جونکوکو پ...

p5

هرزه ی حکومتی پارت ۱۱ ویو کوک کارام و کردم و رفتم تو اتاق ات...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط