تنفر قبل از عشق فصل پارت
تنفر قبل از عشق فصل ۴ پارت ۲؟
صبح شد
آنیا:دامیان پاشو دیگه
دامیان:من حالم خوب نیس نمیام
آنیا:نکنه مریض شدی؟بهت گفتم دیروز تو هم هی بلدی بگی که نگران نباش
دامیان:(مامان خوبی میشه ها)
آنیا:چییییی؟🍅🍅🍅🍅🍅🍅🍅🍅
دامیان:یادم رفت میتونی ذهن بخونی شرمنده
...
نمودار علائم مریضی دامیان😂
اهو(سرفه)
آچو(عطسه)
🌶(تب)
🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣
...
آنیا:یعنی واقعا مریضی؟
دامیان:اهو اهو اهووووووووو نه خوبم
آنیا:بیخیال داری سرفه میکنی
بعد اومد رو تختو دستاش و گذاشت رو سر دامیان
آنیا:داری تو تب میسوزی کههههههه
دامیان:تو برو مدرسه خدمتکارام هستن🌶🌶🌶🌶
*یاد آوری:فلفل علامت تبه*
آنیا:خب ببین الان بستگی داره خدمتکارات زن باشن یا مرد
دامیان:هه خسته نباشی هاچووووووو دیشب داشتی به کی حرف میزدی؟
آنیا:خبببب🍅🍅🍅🍅
دامیان:الان خجالت کشیدی یا تو هم مریض شدی؟
آنیا:ولم کن دیگههههه اصلا من همینجا میمونم
دامیان:الان فهمیدمممممممم اهو اهو اهوووووو
آنیا:چیو؟
دامیان:فقط میخوای نری مدرسه آره؟
*نویسنده:حققققققققق هوش که میگن به این میگن*
آنیا:چی نه!
دامیان:اوخیییی یعنی نگران من شدی؟
آنیا سر تکون داد
دامیان:یه درخواستی ازت بکنم؟
آنیا:بگو
دامیان:بلدی غذا درست کنی؟🍅🍅🍅🍅🌶🌶🌶
آنیا:معلومه! الان میرم پایین خودم برات سوپ درست میکنم
دامیان:ممنون اچووووو اهو اهو🌶🌶🌶🌶
ویو آنیا
حالا اصلا آشپز خونه کجاس از ملیندا سان میپرسم نکنه خوابه فقط در اتاقشو میزنم
آنیا در اتاقو زد
ملیندا:بله؟
آنیا:ملیندا سان آنیام...دامیان...خر مریضه میخوام...میخوام خوم براش سوپ درست کنم میشه بگید آشپزخونه عمارت کجاس؟
ملیندا همون لحظه در اتاقو باز کرد و گفت:دامیان مریضههههو تو میخوای براش سوپ درست کنی
بعد دست انیا رو گرفت و بردش تو آشپز خونه عمارت
ملیندا:زن خوبی برای پسرم میشیا
آنیا:وای اول دامیان بعد هم شماااااا؟
ملیندا به خدمتکارای دیگه گفت بزارن آنیا خودش سوپ و درست کنه و خودش رفت طبقه بالا پیش دامیان
چند دقیقه بعد ویو آنی
یعنی خوشش میاد خیلی تلاش کردم خوب بشه خیلی خب شجاعت و جمع میکنم و بهش میدمش
آنیا در اتاقو زد و بعد رفت تو
دامیان:آماده شد؟
آنیا:اوهوم
و بعد نشست لبه تخت
آنیا:بگو آآآآآآآآآآآآآآآ
صبح شد
آنیا:دامیان پاشو دیگه
دامیان:من حالم خوب نیس نمیام
آنیا:نکنه مریض شدی؟بهت گفتم دیروز تو هم هی بلدی بگی که نگران نباش
دامیان:(مامان خوبی میشه ها)
آنیا:چییییی؟🍅🍅🍅🍅🍅🍅🍅🍅
دامیان:یادم رفت میتونی ذهن بخونی شرمنده
...
نمودار علائم مریضی دامیان😂
اهو(سرفه)
آچو(عطسه)
🌶(تب)
🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣
...
آنیا:یعنی واقعا مریضی؟
دامیان:اهو اهو اهووووووووو نه خوبم
آنیا:بیخیال داری سرفه میکنی
بعد اومد رو تختو دستاش و گذاشت رو سر دامیان
آنیا:داری تو تب میسوزی کههههههه
دامیان:تو برو مدرسه خدمتکارام هستن🌶🌶🌶🌶
*یاد آوری:فلفل علامت تبه*
آنیا:خب ببین الان بستگی داره خدمتکارات زن باشن یا مرد
دامیان:هه خسته نباشی هاچووووووو دیشب داشتی به کی حرف میزدی؟
آنیا:خبببب🍅🍅🍅🍅
دامیان:الان خجالت کشیدی یا تو هم مریض شدی؟
آنیا:ولم کن دیگههههه اصلا من همینجا میمونم
دامیان:الان فهمیدمممممممم اهو اهو اهوووووو
آنیا:چیو؟
دامیان:فقط میخوای نری مدرسه آره؟
*نویسنده:حققققققققق هوش که میگن به این میگن*
آنیا:چی نه!
دامیان:اوخیییی یعنی نگران من شدی؟
آنیا سر تکون داد
دامیان:یه درخواستی ازت بکنم؟
آنیا:بگو
دامیان:بلدی غذا درست کنی؟🍅🍅🍅🍅🌶🌶🌶
آنیا:معلومه! الان میرم پایین خودم برات سوپ درست میکنم
دامیان:ممنون اچووووو اهو اهو🌶🌶🌶🌶
ویو آنیا
حالا اصلا آشپز خونه کجاس از ملیندا سان میپرسم نکنه خوابه فقط در اتاقشو میزنم
آنیا در اتاقو زد
ملیندا:بله؟
آنیا:ملیندا سان آنیام...دامیان...خر مریضه میخوام...میخوام خوم براش سوپ درست کنم میشه بگید آشپزخونه عمارت کجاس؟
ملیندا همون لحظه در اتاقو باز کرد و گفت:دامیان مریضههههو تو میخوای براش سوپ درست کنی
بعد دست انیا رو گرفت و بردش تو آشپز خونه عمارت
ملیندا:زن خوبی برای پسرم میشیا
آنیا:وای اول دامیان بعد هم شماااااا؟
ملیندا به خدمتکارای دیگه گفت بزارن آنیا خودش سوپ و درست کنه و خودش رفت طبقه بالا پیش دامیان
چند دقیقه بعد ویو آنی
یعنی خوشش میاد خیلی تلاش کردم خوب بشه خیلی خب شجاعت و جمع میکنم و بهش میدمش
آنیا در اتاقو زد و بعد رفت تو
دامیان:آماده شد؟
آنیا:اوهوم
و بعد نشست لبه تخت
آنیا:بگو آآآآآآآآآآآآآآآ
- ۵۶۹
- ۲۵ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۹)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط