{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بنشین دمی که شعر بگویم برای تو

بنشین دمی که شعر بگویم برای تو
ای جان شعرهای حزینم فدای تو....
باید بخوانم از لب تو یک دو جین غزل
باید قصیده گفت برای صدای تو...
شعر است و وزن و قافیه و معنی و مجاز
هرگز نگیرد این همه آرایه، جای تو...
از تو هزار سال سرودیم و باز هم...
شعری نگفته ایم که باشد سزای تو
دیدگاه ها (۱۷)

به مهربانیِ تو، من همیشه مَدیونمهمین که هستی و میخندی از تو ...

تلخ است گرچه....ولی چشم ای طبیب!داروی دوری ات بنویس از برای ...

تو ایستاده ای اما توان دم زدنت نیستخموشی ات همه فریاد و خود ...

آنجا نشسته بود به زیر درخت بیدبانوی شبنم و گل و ابریشم سپیدب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط