{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ازلابلای دفتر خاطراتم

ازلابلای دفتر خاطراتم
بوی پاییز می آید
ومن
درسطر سطر آن
برگ برگ آن
در حال ریزشم
ورق می خورم و
باز
نگاه می کنم
من
و
تو
همچون برگ های پاییزی
سالهاست که برباد رفته ایم...
دیدگاه ها (۱)

چرا مردم قفس را آفریدند ؟چرا پروانه را از شاخه چیدند ؟چرا پر...

حکایت دوستی من با تو ،حکایت قهوه ایست که با یاد تو تلخ تلخ ن...

***

این عکس رو خیلی دوست دارمممم

دلتنگم... #دلتنگی‌هایم را لبِ جوی می‌برم می‌نشینم ،#شعر م...

ادامه پارت ۲...هر بار ات جیغ می‌کشید. هر بار صدایش تو زیرزمی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط