{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

میخواهم بخوابم نمیشود.. .

میخواهم بخوابم نمیشود.. .
خوابم نمیبرد .
عادت کرده ام هرشب موهایم را نوازش کنی.. .
حتی از دور .
اما حال که از من دلگیری دارم دق میکنم.. .
بغض هایم را فرو میبرم .
تا نبارد.. .
وقتی کسی چشم انتظار بارانم نیست.. .
میخواهم بخوابم اما خوابم نمیبرد چون میدانم تو را آزردم.. .
مگر نمیدانی تا تو مرا در آغوش نگیری.. .
سحر نمیرسد .
و شب وداع نمیگوید .
پس بیا.. .
بیا در خاطرم .
زنگی بزن .
سکوت کن .
فقط نفس بکش . . .
نفس که میکشی نفسم آرام میشود.. .
بگذار امشب را آرام بخوابم
برگرد سمت من..مرا در آغوش بگیر.. .
پیشانیم را هم ببوسی کافیست.. .
اما شب بخیری بگو تا شبم را بخیر کنم.. .
خوابم که برد..تو بیدارم کن!
دیدگاه ها (۵)

پارت شش

#تاج_و_طوفانپارت ۱۵۸: گفتگوی نصفه‌شبچند لحظه هر دو در حیاط س...

اینجا یه زره داستان بد میشه چیزی نی کوک فردا یادش میره

یک لیوان آب چند قرص همه را چشم بسته سر می کشم و می خوابم ...

سرشارازعشقچشمان زیبایت مرا عاشق تر می کند ، بگذار در چشمانت...

شاید مرا دیگر نشناسیشاید مرا به یاد نیاوریاما من تو را خوب م...

هر فصلی به چیز خاصی معروف هست بهار به زندگی دوباره، فصل تابس...

برایِ به گریه انداختنِ من نیازی به داد و فریاد نیست! بغضِ لع...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط