{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

part 2

part 2
you are not well but....
چشم ببخشید

) پرش زمانی وقتی رسیدید به لب رودخونه )
لینو ماشین رو نگه داشت یه گوشه و به تو گفت که پیاده شی و برای کمک چیزای سبکی مثل فلاکس و زیر انداز رو تو بیاری و خودش چیزای سنگین رو بیاره .
دیگه تقریبا همه کار ها رو کرده بودید ، زیر انداز پهن بود ، میوه ها رو توی بشقاب بزرگی گذاشتید و .... داشتید میوه ها رو میخوردید و در همین حین به آسمونی صافی که ابرای سفید ک زیبایی داشتن نگاه می‌کردید البته این تماشا سکوت سنگینی رو ایجاد کرده بود که لینو این سکوت رو شکست:
_ عامممم
+ چیزی شده؟
_ نه ....(کمی مکث) میگم حوصله داری ؟
+ ( خنده کوتاهی کردی ) اگه حوصله نداشتم الان اینجا بودیم؟
با حرفی که زدی بنظرش وقتش بود حرف دلشو بزنه و ازت بپرسه چرا این همه مدت حالت خوب نبود
_ خب می‌خوام ازت یه سوال بپرسم
+ اوهوم می‌شنوم
میوه ای که براش پوست گرفته بودی و دستش دادی رو گذاشت تو بشقاب تا بعد از سؤالش بخوره و تمرکز کنه
_ چرا این همه مدت حالت خوب نبود؟ میدونی چقدر ناراحت بودم؟ چرا بهم نمیگی چته عزیزم؟ تو که میدونی من چقدر دوستت دارم.
+ خب راستش من چیزی رو ازت پنهون کردم میدونم ... برادرم ( با کمی بغض) حالش خوب نیست و دکتر گفت ممکنه بره تو کما میگن هنوز مشخص نیست ولی ممکنه سرطان بگیره لینو ... من ترجیح دادم نگم تا تو هم شریک غم من نشی چون دوستت ندارم بلکه عاشقتم و دوست ندارم حالت بد باشه ..... پس درکم کن
_ عزیزم وقتی با من ازدواج میکنی و منو شریک زندگیت میدونی نباید چیزی رو ازم کنون کنی من همسرتم باید این چیزا رو بدونم الانم نگران نباش من هرکاری که از دستم بر بیاد رو انجام میدم تا تو خوشحال باشی
+ ممنون لینو دوستت دارم
_ منم دوستت دارم فرشته کوچولوم
_ اما بخاطر اینکه ازم پنهون کردی تنبیه داری عزیزم
+ اما لینو این چیز کوچیکی بود
_ چیز کوچیکی بود؟ ( پوز خند خطرناکی زد) جالبه.... زود باش برو تو ماشین خودم اینا جمع میکنم.
+ لینو لطفا
_ گفتم برو تو ماشین تا بیام
+ هوففف باشه


واقعا شرمنده دیر شد کار داشتم منتظر پارت بعد باشید ممنون که حمایت میکنی🙏🏻
دیدگاه ها (۰)

many partsyou are not well but....چند وقتی بود که تو از نظر...

بعد شش سال

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط