{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پنهان نموده چهره ز ما،آه می کشی

پنهان نموده چهره ز ما،آه می کشی
تا کی زآه پرده بر این ماه می کشی

دیگر خدا زقهر نگاهم نمی کند
وقتی گناه می کنم وآه می کشی

آهی که مانده در دل تو از گناه من
پنهان نموده از من ودر چاه می کشی

چاهی به قدر آه تو مولا عمیق نیست
ناچار آه نیمه و کوتاه می کشی

کوتاه می کند شب دلتنگی مرا
دستی که بر سرم ز وفا،گاه می کشی

گاهی که سر کشی کنم ازتو،دل مرا
با یک نگاه،باز به همراه می کشی
دیدگاه ها (۱)

باز پوشاندی گناهم را و مشتم وا نشدباز هم این بنده پیش هیچکس ...

آقازاده ی شهید همت نشسته اند چرتکه انداخته اند که شهدای تهرا...

سلام مولای غریبم سلام مرد سبز انتطارها آقا جان تو نیستی دردم...

پژمرده ام...زردم ...بهار این خزان باشپاییزی ام ، ای مهر با م...

اسم رمان《 چشم های بی انتها 》پارت ۳باد از هر طرف میوزید اسمان...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط