پنهان نموده چهره ز ما،آه می کشی

پنهان نموده چهره ز ما،آه می کشی
تا کی زآه پرده بر این ماه می کشی

دیگر خدا زقهر نگاهم نمی کند
وقتی گناه می کنم وآه می کشی

آهی که مانده در دل تو از گناه من
پنهان نموده از من ودر چاه می کشی

چاهی به قدر آه تو مولا عمیق نیست
ناچار آه نیمه و کوتاه می کشی

کوتاه می کند شب دلتنگی مرا
دستی که بر سرم ز وفا،گاه می کشی

گاهی که سر کشی کنم ازتو،دل مرا
با یک نگاه،باز به همراه می کشی
دیدگاه ها (۱)

این‌روزها سخاوتِ باد صبا کم است یعنی خبر ز سوی تو، این‌روزها...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❷❶_بخش ششم_ جولیت_مکس و جارویش نجاتم دادند.سعی می...

🔘 داستان کوتاهدر چمنزاری خرها و زنبورها در کنار هم زندگی می ...

دوستتـ دارمـ، مثل درختی که باران را. بی‌نیاز از دلیل، بی‌انت...

اشعار یزدان رستمی اصل و محمدمهدی عسگری فکور

چند پارتی

♛ مرضیــه♜♚♥ ℒ♡ⓥℯॐ ♌🌞 ✿باخبر هستی نگاهم بی‌قرار چشم توست؟عاش...

پاییز اومد.. مرتضی پاشایی.عکس ملکه خوب ها

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷①①_بخش اول_ "به سلامتی خانوادهکه...

𝑩𝒆𝒚𝒐𝒏𝒅 𝒕𝒉𝒆 𝑷𝒂𝒓𝒄𝒉𝒎𝒆𝒏𝒕 𝑩𝒐𝒖𝒏𝒅𝒔آن سوی مرز های کاغذی. کشتی نگاهش،...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط