{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گفتم خدایا ...من‌ هیچ‌گاه‌ نمی‌رسم. هیچ‌گاه.

گفتم خدایا ...من‌ هیچ‌گاه‌ نمی‌رسم. هیچ‌گاه.

خدا زمین‌ را نشان‌ داد. کُره‌ای‌ کوچک‌ بود
و گفت: نگاه‌ کن، ابتدا و انتها ندارد. هیچ کس‌ نمی‌رسد !
چون‌ رسیدنی‌ در کار نیست. فقط‌ رفتن است.
حتی اگر اندکی. و هر بار که‌ می‌روی، رسیده‌ای.
و باور کن‌ آنچه‌ بر دوش‌ توست، ‌ پاره‌ای‌ از هستی‌ را بر دوش‌ می‌کشی؛ پاره‌ای‌ از مرا.

دیگر نه‌ بارش‌ چندان‌ سنگین‌ بود و نه‌ راهها چندان‌ دور
حتی‌ اگر اندکی؛ و پاره‌ای‌ از «او» را با عشق‌ بر دوش‌ می کشی ..
دیدگاه ها (۱)

این جزر و مدِّ چیست که تا ماه می رود؟دریای درد کیست که در چا...

خدای خوبم ...ای مهربانم سلاممدت هاست آسمانت را با من تقسیم ک...

گفتم: احوالت چطور است؟گفت: گویم شکر و ... چشمم سوی مهری ست ک...

یک وقت هایی چو کودکی نگاهم و فکرم به آسمان ست و پرواز می خوا...

♨️پسر جو بایدن: نتانیاهو در غزه نسل کشی کرد🔹هانتر بایدن، فرز...

✲ اونا حتے خبر نـבارט کـہ مُرבن... !✍️ : یکی از ماندگارترین ...

گاهی باید یاد بگیری خودت را، حتی بدون تأیید دیگران، دوست داش...

عاشقانه های شبنم

A friend of a loneliest time P1 با طلوع خورشید پسرک برای لحظ...

کتمان نمی‌کنم، هنوز هم کماکان دوستت می‌دارم، هنوز هم با وجود...

⏳ فال ساعت‌های آینه‌ای  فقط ساعتی را بخوان که چشمت بی‌دلیل ب...

ایا همیشه تنفر باقی می‌ماند؟✨پارت۳✨_________________🌘🌗🌖🌕🌔🌓🌒_...

اربعین که می‌آید، انگار تمامِ زمین و زمان در یک بغضِ طولانی ...

بسم الله الرحمن الرحیمباید خود و اعمال‌مان را با ترازوی الهی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط