{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گفتم: احوالت چطور است؟

گفتم: احوالت چطور است؟

گفت: گویم شکر و ... چشمم سوی مهری ست که مرا کند یاری ... یاری نه ازروی دلسوزی ... بلکه محبت کند ازدل و جان بهرخدا ....
دیدگاه ها (۲)

گفتم خدایا ...من‌ هیچ‌گاه‌ نمی‌رسم. هیچ‌گاه.خدا زمین‌ را نشا...

این جزر و مدِّ چیست که تا ماه می رود؟دریای درد کیست که در چا...

یک وقت هایی چو کودکی نگاهم و فکرم به آسمان ست و پرواز می خوا...

چون کودکی ...هرروزمشتاق تراز دیروزهامنتظرخبری خوب هستیم از ...

آخرین امیداین دست‌های خالی ما را رها مکنما را حساب کن ز میان...

‌#داستان_کوتاه🖤 پیرمرد مومنی که بخاطر فراموشی امام زمان (عجل...

روز‌های زندگی‌ام گرم می‌گذرد با تو، به گرمای لحظه‌هایی که تو...

کتمان نمی‌کنم، هنوز هم کماکان دوستت می‌دارم، هنوز هم با وجود...

🌹اعوذبالله من الشیطان رجیم🌺☘🌼بِسْمِ ألله ألرحْمنِ ألرَحيمْأل...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷③_بخش دوم_بشقابم را از جلوی دستم...

ادامه پارت ۲۱

مـــرا بـه رنـــگ آبـی دربـیــاور ۱۸" در آغوش رویای آبی ات "...

سناریو بلولاک/قفل آبی

کاهل و ناداشت بدم کام درآورد مراطوطی اندیشه او همچو شکر خورد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط