{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بهترین

بهترین
متن دنیا ...

به ما
گفتند
باید
بازی
کنید.
گفتیم
با کی؟
گفتند
با دنیا.
تا خواستیم
بپرسیم
بازی
چی ؟
سوت
اغاز
بازی
رو
زدن,
فقط
فهمیدم
خدا
تو
تیم
ماست.
بازی
شروع
شد
و دنیا
پشت
سر
هم
به ما
گل
میزد
ولی
نمیدونم
چرا
هر
وقت
به
نتیجه
نگاه
میکردم
, امتیازها
برابر
بود.
تو همین
فکر
بودم
که
خدا
زد
به
پشتم,
خندید
و
گفت:
نگران
نباش
تو وقت
اضافه
میبریم
حالا
بازی کن!
گفتم
اخه
چطوری ؟
بازم
خندید
و گفت:
خیلی ساده
فقط
پاس
بده به من
, باقیش با من. ..
پس
♡ الهی به امید تو♡
دیدگاه ها (۱)

مال خودمه

خوشبحالت خوشبحالتشهید_علی_خلیلی خوشبحالت

اللهی وربی من لی غیرک

ﭘﺎﺩﺷﺎﻫﯽ ﺑﻪ ﺩﯾﺪﻥ ﺳﺮﺑﺎﺯﯼ ﺭﻓﺖ ﮐﻪ ﻟﺒﺎﺱ ﮔﺮﻡ ﻧﺪﺍﺷﺖ ﮔﻔﺖ ﭘﺴﺮﻡ ﺳﺮﺩﺕ ﻧ...

فیک : بین راندها

فیک : بین راندها

تمرین تقریباً تموم شده بود و ات با تمام توانش سعی می‌کرد آخر...

فیک : بین راندها

خواهر یه کوالا پارت ۲۳

آکیرا و کاراسو

فیک : بین راندها

فیک : بین راندها

#تجربه_من ۱۳۴۸#ازدواج_در_وقت_نیاز #فرزندآوری #تحصیل #اشتغال ...

📖 رمان: گرفتار تو ✨پارت بیست و سوم: بازی با قلبِ یک کودک 🧸💔س...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط