{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تلاش برای نجات یک دوست از تاریکی پارت بلخرهههههه پا

(تلاش برای نجات یک دوست از تاریکی) پارت ۲۰ (بلخرهههههه پارت ۲۰)

(درمانگاه)

باکوگو : دکتر سریع این رو یکاریش کن وضعیتش خیلی بده

دکتر : سریع بزارش رو اون تخت

*حدود ۳ ساعت بعد ایزوکو به هوش اومد ولی اصلا نمیتونست تکون بخوره و تا اون مقه باکوگو اونجا بود*

ایزوکو : کا....کاچان

باکوگو : بلخره بهوش اومدی زیاد حرف نزن استراحت کن

ایزوکو : ببخشید نگرانت کردم

باکوگو : نباید بگی ببخشید تخسیر منه من باید حواسم بهت می بود

ایزوکو : ولی من بهت آسیب زدم

باکوگو : مهم نیست فقط استراحت کن

*ایزوکو خوابید و تا یک هفته به هوش نیومد باکوگو هر روز بهش سرمیزد ولی بعد یک هفته به هوش اومد*

ایزوکو : واقعا حالم بهتره ولی کاچان کجاست اوه اونجا خوابه چقد ناز خوابیده (تو ذهنش)

*ایزوکو آروم نزدیک باکوگو شد ولی خیلی نزدیک صورتش بود ایزوکو داشت کم کم سرخ میشد که باکوگو چشماش رو باز کرد وقتی ایزوکو رو دید خیلی ذوق کرد که حالش بهتر شده و ایزوکو رو بغل کرد ایزوکو هم هم رنگ گوجه شد رفت (نویسنده : ایزوکو از دست رفت 😂)

باکوگو : خیلی خوش حالم که حالت بهتره

ایزوکو : کاچان اروم تر بدنم هنوز کامل خوب نشده درد میکنه

باکوگو : ببخشید

ادامه پارت بعد 🎀
ببخشید کم شد🎀
دیدگاه ها (۲)

(تلاش برای نجات یک دوست از تاریکی) پارت ۲۱ باکوگو : ببخشید ا...

(تلاش برای نجات یک دوست از تاریکی) پارت ۲۲باکوگو : ب...باشه ...

عاشق تک تکتونم نمیدونید وقتی اینارو میبینم چقد انرژی میگیرم ...

(تلاش برای نجات یک دوست از تاریکی) پارت ۱۹ المایت : پس که ای...

(تلاش برای نجات یک دوست از تاریکی) پارت ۲۹(داخل اوتاق)دکتر :...

(تلاش برای نجات یک دوست از تاریکی) پارت ۳۳المایت : یه راه هس...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط