{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

من از شبهای ظلمانی سراغ نور میگیرم

من از شبهای ظلمانی سراغ نور میگیرم
خودم را از سیاهی ها همیشه دور میگیرم
به امید چراغی که دراین شبها کند سوسو
سه تارم را بدست و کوک انرا شور میگیرم
به زیر لب کنم نجوا،، گهی اواز میخوانم
که از جادو گر دوران سراغ حور میگیرم
تو گر خواهی شوی شیرین مکن تلخی به روی من
که من شهد
عسل از نیش ان زنبور میگیرم
دیدگاه ها (۵)

به کجا می روی ای اشکچنین غرق شتابمگر از خانه ی چشمم تو چه دی...

کِشتی احساس ما را خوب ب گِل انداخت و رفتروبروی ما نشست و گفت...

از بس نسیم لبخندت نمی وزدشاخه های درخت تنهایی ام خشکیدبرگ ها...

آتشی افکنده بر دل یارِ منصبرِ بر آتش شد اکنون کارِ مندَم فرو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط