درخواستی
درخواستی
وقتی بیماری قلبی داری اون ...
Part: ¹
+ات؟
_جانم؟
+بهتری ؟
_ اوهوم این بار هزارمه که داری اینو میپرسی جونگکوک
+ هوففف آت خودت میدونی که فقط نگرانتم راستی من دیگه رفتم مراق_
آت پرید وسط حرفش
_مراقب خودم هستم استراحت میکنم و قرصام رو به موقع میخورم ( ادای جونگکوک رو در میاره )
+هوفف از دست تو دیگه خانومم ( کتش رو ور میداره و نگاهی تو آیینه به خودش میکنه و از خونه خارج میشه )
آت تلویزیون رو روشن کرد اما برای لحظه ای قلبش تیر کشید
دوباره اون درد و حس داشت سراغش می اومد پریشون دنبال راهی برای آروم کردن خودش میگرده کابینت ها رو دونه دونه باز میکنه اما هیچی که هیچی
_اه! لعنتی کجان ، قرصام کجان ( داد و گریه )
قرص دقیقا جلوی چشم های سبزش بود اما انگار کائنات دست به یکی کرده بودن که اذیتش بکنن جز جونگکوک کسی رو نداشت سریع به سمت گوشیش رفت و
شماره My life رو گرفت جونگکوک تماس رو برقرار کرد و مجبور بود گوشی رو یک دستی بگیره به خاطره زنگ آت جونگکوک سرعت بالایی داشت و هر آن ممکن بود تصادف کنه
+ الو ؟ جانم خوشگلم چیزی شده ؟
_جونگکوک قرصام ، قرصام نیستن ( گریه )
از گریه آت جونگکوک پریشون شد
+گریه نکن عزیزم حالا یه قرص بوده دیگه آروم باش کاری نکن من الا_
حرفش قطع شد ای کاش نمی شد
ادامه دارد
چطوره خوشگلام تا اینجا ؟
وقتی بیماری قلبی داری اون ...
Part: ¹
+ات؟
_جانم؟
+بهتری ؟
_ اوهوم این بار هزارمه که داری اینو میپرسی جونگکوک
+ هوففف آت خودت میدونی که فقط نگرانتم راستی من دیگه رفتم مراق_
آت پرید وسط حرفش
_مراقب خودم هستم استراحت میکنم و قرصام رو به موقع میخورم ( ادای جونگکوک رو در میاره )
+هوفف از دست تو دیگه خانومم ( کتش رو ور میداره و نگاهی تو آیینه به خودش میکنه و از خونه خارج میشه )
آت تلویزیون رو روشن کرد اما برای لحظه ای قلبش تیر کشید
دوباره اون درد و حس داشت سراغش می اومد پریشون دنبال راهی برای آروم کردن خودش میگرده کابینت ها رو دونه دونه باز میکنه اما هیچی که هیچی
_اه! لعنتی کجان ، قرصام کجان ( داد و گریه )
قرص دقیقا جلوی چشم های سبزش بود اما انگار کائنات دست به یکی کرده بودن که اذیتش بکنن جز جونگکوک کسی رو نداشت سریع به سمت گوشیش رفت و
شماره My life رو گرفت جونگکوک تماس رو برقرار کرد و مجبور بود گوشی رو یک دستی بگیره به خاطره زنگ آت جونگکوک سرعت بالایی داشت و هر آن ممکن بود تصادف کنه
+ الو ؟ جانم خوشگلم چیزی شده ؟
_جونگکوک قرصام ، قرصام نیستن ( گریه )
از گریه آت جونگکوک پریشون شد
+گریه نکن عزیزم حالا یه قرص بوده دیگه آروم باش کاری نکن من الا_
حرفش قطع شد ای کاش نمی شد
ادامه دارد
چطوره خوشگلام تا اینجا ؟
- ۴۲۹
- ۱۳ مرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۹)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط