{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

«دوست‌دارِ دست‌ها، لب‌ها، موها،

«دوست‌دارِ دست‌ها، لب‌ها، موها،
شانه‌ها و صدای تو...شب‌به‌خیر.»


۲ اکتبر ۱۹۱۱
نامه از روپرت بروک
به نوئل الیور
برگردانِ اسماعیل حسینی

#دنیای_نامه_ها
دیدگاه ها (۱)

هیهات‌!از این ‌خیالِ‌ محالت ‌که ‌در‌ سر ‌است...#سعدی_جانم

می‌دانم رفتنت حتمی استهمانگونه كه عشقت حتمی استمی‌دانم شب‌ها...

تو محل بهش می گفتیم چوپان دروغگو...چوپان نبود ولی تا دلتون ب...

آشفته تر از موی تو دنیای تباهمعمریست تو را از همه سو چشم به ...

تو را دوست دارم؛ حتی آن وقت که سگ سیاه افسردگی می‌آید و کنار...

یک شب معمولیباران آرامی پشت پنجره می‌بارید.جونگ‌کوک روی مبل ...

دو قطب مخالف💙🧡پارت هشتم✨️💫# قسمت ۸: «دعوای بزرگ» 🔥❄️**صحنه ۱...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط