{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت

پارت ۲۱:
همدردی

روز بعد از اتفاقات پارت قبل:

تاکه میچی داشت با خودش فکر میکرد حالا چی راجب باجی به مایکی بگه ؟ ...مایکی بهش گفته بود اگه باجی‌ رو برنگردونه میکشدش
تاکه توی همین فکر ها بود و توی خیابون راه میرفت که یکی صداش زد

صدا: هعی مو طلایی....بیا اینجا

تاکه به سمت صدا چرخید و صاحب صدا رو دید

تاکه به جراحت های پسر نگاه کرد و با خودش گفت: بد جوری زخمی شده ...حتما اینم دیونست

بعد دوباره راه افتاد که بره ولی پسر گفت

پسر : حتما دیروز جفتمون روز سختی داشتیم

تاکه تا این رو شنید برگشت

تاکه : هاان؟ گفتی دیروز ؟!

پسر لبخند زد : باجی سان خیلی خفنه مگه نه ؟

تاکه: وایستا ببینم تو باجی رو میشناسی ؟

پسر پوزخند زد انگار تاکه چیز احمقانه ای پرسیده بود

پسر: من معاون دسته دوم تومانم چیفویو!

تاکه تا این رو شنید صحنه وحشیانه کتک خوردن پسر توی گیم نت اومد جلوی‌ چشم هاش

تاکه به چیفویو خیره شد : پس تو همونی که دیروز باجی تیکه پارش کرد

چیفویو: اره ...و تازه باید از باجی سان تشکر کنی

تاکه : هاان؟

چیفویو: تو چشن کاپیتان دسته سوم تومان رو خراب کردی اگه باجی‌ نمیومد ممکن بود اتفاق های بد تری بیفته
-"-"-"-"-"-"-"-

چند دقیقه بعد:
چیفویو که تقریباً هر چیزی بخواست بگه رو گفته بود جملش رو با:« باجی سان منو زد تا وارد والهالا بشه ولی وارد والهالا نشد که تومان رو نابود کنه »تمام کرد

تاکه که گیح شده بود گفت: چی... منظورت چیه؟

چیفویو: باجی سان هدف بزرگ تری داره و اون هم کیساکیه ....حدس میزنم کسی که یکم از این نقشه خبر داره سوزومه چان باشه

تاکه میچی خشکش زد اگه واقعا همه چیز اون جوری بود که چیفویو میگفت خیلی چیز ها تغییر میکرد

تاکه با لکنت گفت : باید...به مایکی سان بگیم

☆☆☆☆☆☆☆☆☆

چند ساعت بعد ،قبرستان :

بارون نسبتاً شدیدی گرفته بود ولی تاکه و چیفویو بالاخره مایکی دراکن و سوزومه رو توی قبرستون پیدا کردن دراکن وایستاد بود و چتر رو گرفته بود روی‌ مایکی‌ و سوزومه که جلوی قبر شینچیرو نشسته بودن

بعد از اینکه حرف های چیفویو و تاکه تموم شد مایکی‌ سر تکون داد

مایکی: که این طور... پس تو در مورد برادرم شنیدی

دراکن زمزمه کرد : اون ادم قوی بود

مایکی : و سوزومه... میتونی بگی چرا به من چیزی در مورد اتفاق های دیروز صبح نگفتی ؟

لحنش سرد بود و ته مونده نگرانی از ندونستن داخلش دیده میشد

سوزومه به قبر شینچیرو خیره شد و شانه بالا انداخت: تاکه میچی اخرش میگفت

مایکی اخم کرد و سرش رو پایین انداخت : اگه تاکه دیر میگفت چی ؟

سوزومه بی توجه به حرف های مایکی تاکه رو مخاطب قرار داد : میدونی تاکه ماهم خیلی خوب راجب بخ به اون قضیه میدونیم ولی کاری از دستمون بر نمیاد باور کن تمام تلاشم رو کردم ولی دیگه برای درست کردن همه چیز خیلی دیر شده

مایکی بلند شد و زمزمه وار چیزی گفت که نامفهوم بود

دراکن ادامه داد : کازوتورا و باجی اصلا از قصد اون کار رو نکردن

سوزومه هم بلند شد و گرد و خاک رو از روی لباسش تکوند و گفت: دراکن ...ما هم اینو میدونیم ولی....یه بخشی از وجودمون نمیتونه باور کنه

همانطور که راه افتادن مایکی شروع کرد به تعریف کردن

مایکی: موتوری که باجی و کازوتورا میخواستن بدزدن مال برادرم بود و...قرار بود کادو تولدم بشه

سوزومه لبخند زد : شین این ایده رو داد ...میگفت دقیقاً برای مایکی طراحیش کرده

مایکی جلوی موتورش وایستاد و گفت : اون s.b 250 t تنها چیزیه که از برادرم برام به یادگار مونده

تاکه میچی به موتور نگاه کرد احتمالاً داشت توی دلش فکر میکرد الان چی باید بگه

سوزومه لبخند زد البته با اینکه تمام تلاشش رو کرد لبخند پوج و غمگینی شد

سوزومه: باجی‌ خیلی کله شقه ...ولی‌ به خاطر اون داستان خیلی بهش ضربه وارد شد درسته شاید به اندازه کازوتورا سختی نکشید کانون اصلاح و تربیت نرفت و یا چیز های دیگه ولی باز هم زیر بار عذاب وجدان شکست ..... نه کازوتورا و نه باجی دیگه اون ادم های سابق نشدن

مایکی: باجی رو ...بخشیدم از ته دل ولی کازوتورا ...اون ...اون برادرم و کشت

سوزومه شانه بالا انداخت: من حبس کازوتورا رو با هزار سختی شیش ماه کم کردم ولی این ...بیشتر برای همدردی بود تا بخشش

تاکه میچی پرسید : همدردی ؟

سوزومه سر تکون داد : اره من...

بعد صدایش را پایین اورد انگار گذشته دردناکی راه گلویش را بسته بود و ادامه داد : ....

=×=×=×=×=
خوشحال باشید می‌خوام ۳ پارت پشت سر هم بدم برای جبران این چند روز ⁦(⁠~⁠‾⁠▿⁠‾⁠)⁠~⁩
دیدگاه ها (۱۸)

چون من دیدم شما هم باید ببینید 👍🏻😃

زمانی که به ادم های اطرافت نیاز داری میفهمی...

...

من در حالی که دارم فکر میکنم چرا از صبح چیزی نخوردم بعد یادم...

پارت ۲۲:کسی که میخواهد فرمانده باشدسوزومه سر تکون داد : اره ...

پارت ۲۸ :تغییر ناگهانیچیفویو: باجی سان شما نباید تکون بخورید...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط