{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مردی را دیدم که برای بوسیدن دختر سه ساله اش در مقابلش زا

مردی را دیدم که برای بوسیدن دختر سه ساله اش در مقابلش زانو زد و اجازه گرفت ,ازو پرسیدم چرا چنین کردی؟ گفت اینگونه یادمیگیرد که همیشه برای بوسیدنش اجازه لازم است ,یادمیگیرد که او باارزش ترین موجود زمین است ...
دیدگاه ها (۲)

پارت معرفی

ولی من دخترت بودم، بابا... 🥀باران شدیدی می‌بارید.دختر جوان پ...

رمان فیک شوگا | آخرین پری ماه و قصر خون‌آشام 🌙🖤پارت ۱۹: «آخر...

🌿🤍رمان : بین تو و برادرمᒻᒽدرخواستیᒻژانر: عاشقانه • دوست صمی...

( خوشگلا شرمنده جلد رو اشتباه گذاشتم+⁦⁦⁦⁦๑⁦⁦⁦ my silent love...

⊹⊱او شب هنگام آمد⊰⊹p21کسی مقابلش ایستاد.از شدت ترمز، نزدیک ب...

𓋜𝐼𝑑𝑒𝑎وقتی نخستین گریه‌ی نوزاد در شبِ طوفانیِ تولدش در تالارِ...

پارت چهار

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط