{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

و زن ؛

و زن ؛
بوسه هایش ؛
نوازش هایش ،
به آغوشت پناه آوردن هایش ؛
خندیدن هایش ،
گرمای نگاهش ،
حلقه کردن دستانش توی دستانت ،
هر لحظه با تو بودن هایش ؛
و حتی در آغوشت ، خوابیدن هایش ؛
از سر عشق است ...
زن تا عاشق نشود ،
نمیبوسد ، نمیخندد و دستش را به دستانت نمیدهد ...
اگر نگاهش را برگرداند از زاویه نگاهت ،
اگر دستانش را دزدید از میان دستانت ؛
اگر خودش را کشید کنار از جلوی چشمانت ؛
اگر فاصله گرفت از قدم هایت ؛
بدان از چیزی نگران است ...
بدان از رابطتتان میترسد ...
از دوامش ؛
و از عاقبتش ...
بدان دلش قرص نیست ...
بدان یک فاصله ای بینتان افتاده ...
بدان یک حرفی سر دلش سنگینی میکند ...
بدان می ترسد ...
بگزار آرام شود....
آرامش کن...
با اعتماد در گوشش زمزمه کن ؛
دوستش داری
دیدگاه ها (۵)

سایه‌های کلاغپارت سی‌وسوم | انتخاب خونصدای رعد، جنگل را لرزا...

فصل دومپارت بیستم | بازگشت به خانهبالاخره روزی که لیانا دو س...

پارت سوم..... :)

زنبوسه هایشبه اغوشت پناه اوردن هایش خندیدن هایش گرمای نگاهش ...

زن،بوسه هایش ؛نوازش هایش ،به آغوشت پناه آوردن هایش ؛خندیدن ه...

زن بوسه هایشنوازش هایشب آغوشت پناه آوردن هایشخنده هایشگرمای ...

زن بوسه هایشنوازش هایشب آغوشت پناه آوردن هایشخنده هایشگرمای ...

زنبوسه هایش ؛نوازش هایش ،به آغوشت پناه آوردن هایش ؛خندیدن ها...

زن♥بوسه هایش ♥نوازش هایش ♥به آغوشت پناه آوردن هایش ♥خندیدن ه...

زن تا عاشق نشود...نمیبوسد...نمیخندد... و دستش را به دستانت ن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط