و زن ؛
و زن ؛
بوسه هایش ؛
نوازش هایش ،
به آغوشت پناه آوردن هایش ؛
خندیدن هایش ،
گرمای نگاهش ،
حلقه کردن دستانش توی دستانت ،
هر لحظه با تو بودن هایش ؛
و حتی در آغوشت ، خوابیدن هایش ؛
از سر عشق است ...
زن تا عاشق نشود ،
نمیبوسد ، نمیخندد و دستش را به دستانت نمیدهد ...
اگر نگاهش را برگرداند از زاویه نگاهت ،
اگر دستانش را دزدید از میان دستانت ؛
اگر خودش را کشید کنار از جلوی چشمانت ؛
اگر فاصله گرفت از قدم هایت ؛
بدان از چیزی نگران است ...
بدان از رابطتتان میترسد ...
از دوامش ؛
و از عاقبتش ...
بدان دلش قرص نیست ...
بدان یک فاصله ای بینتان افتاده ...
بدان یک حرفی سر دلش سنگینی میکند ...
بدان می ترسد ...
بگزار آرام شود....
آرامش کن...
با اعتماد در گوشش زمزمه کن ؛
دوستش داری
بوسه هایش ؛
نوازش هایش ،
به آغوشت پناه آوردن هایش ؛
خندیدن هایش ،
گرمای نگاهش ،
حلقه کردن دستانش توی دستانت ،
هر لحظه با تو بودن هایش ؛
و حتی در آغوشت ، خوابیدن هایش ؛
از سر عشق است ...
زن تا عاشق نشود ،
نمیبوسد ، نمیخندد و دستش را به دستانت نمیدهد ...
اگر نگاهش را برگرداند از زاویه نگاهت ،
اگر دستانش را دزدید از میان دستانت ؛
اگر خودش را کشید کنار از جلوی چشمانت ؛
اگر فاصله گرفت از قدم هایت ؛
بدان از چیزی نگران است ...
بدان از رابطتتان میترسد ...
از دوامش ؛
و از عاقبتش ...
بدان دلش قرص نیست ...
بدان یک فاصله ای بینتان افتاده ...
بدان یک حرفی سر دلش سنگینی میکند ...
بدان می ترسد ...
بگزار آرام شود....
آرامش کن...
با اعتماد در گوشش زمزمه کن ؛
دوستش داری
- ۹۶۷
- ۱۹ خرداد ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط