دعوامون شد

دعوامون شد...

گفتم:
دیگه نه من نه تو...!
گفت:
میخامت دیووونه...!
گفتم:
ولی من نمیخامت ،
فقط هرچی داریو بردار و برو...!
اومد سمتم،
بغلم کرد انداختم رو شونشو راه افتاد بره...!
گفتم:
دیوونه چکار میکنی؟
منو بزار زمیییییین...!!!!
گفت:
مگه نگفتی همه چیتوبردارو برو؟
منم همینکارو کردم!!!
دیدگاه ها (۱۰)

🎀 هواے آخـــرالزمان ســـرداستمےخــــواهےســــرمانخـــورے؟لبا...

مـردم ایـن شهـر دردی دارنـدابــــدیاسمَـش را گـذاشـتـه انـد"...

سکوت از نداشتن نیست از بزرگواری استبرای همین هیچ وقت صدای خد...

معنۍ چادر پوشیدن واقعی یعنی،آنقـدر عشق به چادر داشته باشۍ که...

از زبان ا/توقتی رسیدم...بازم دیر کرده بودم...بازم رفته بود.....

اولین مافیایی که منو بازی داد. پارت۳۷

پارت ۳ عشق منویوی یونگی از اولش رفتم خونه ی اون عوضی که یه د...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط