{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ای جان نازنین من ای آرزوی دل

ای جان نازنین من ای آرزوی دل
میل من است سوی تو میل تو سوی دل
بر آرزوی روی تو دل جان همی دهد
وا حسرتا! اگر ندهی آرزوی دل
چون غنچه بسته‌ام سر دل را به صد گره
تا بوی راز عشق تو آید ز بوی دل
جان را به یاد تو به صبا می‌دهم که او
می‌آورد ز سنبل زلف تو بوی دل
تا دیده دید روی تو را روی دل ندید
با روی دوست خود نتوان دید روی دل
دیگر به دیده دل ندهم من کز آب چشم
هر بار خود درست نیاید سبوی دل
اگر ز اهل دلی نام دل مبر
جان دادن است کار تو بی‌گفتگوی دل
دیدگاه ها (۵)

عاشقانه ها

دردهای منجامه نیستندتا ز تن در آورمـچامه و چکامه نیستندتا به...

ای جان نازنین من ای آرزوی دل میل من است سوی تو میل تو سوی دل...

چون غنچه بسته‌ام سر دل را به صد گرهتا بوی راز عشق تو آید ز ب...

ببوی زلف تو دادم دل شکسته ببادبیا که جان عزیزم فدای بوی تو ب...

ای باد صبا بهر خدا بوی که داریجانم بوی که داری ؟ حبیبم بوی ک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط