{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

خودکشی با عشق

خودکشی با عشق

پارت دوم


&:بیدار شدم دیدم تو بیمارستانم ازپرستارا شنیدم که ا/ت نیم ساعت دیگه بهوش میاد ...

نیم ساعت بعد:

+:چشامو واز کردم دیدم رو تخت بیمارستانم
ذهن ا/ت:
خدایا من بازم زندم من میخوام وجود نداشته باشم (گریه )

&:دیدم ا/ت بهوش اومده رفتم ت اتاقی که بستری بود دیم داره گریه میکنه رفتم سمتش بهش گفتم حالت بهتره :.....


+:به نظرت حالم خوبه هاااااا (داد)توی بیشرف حالم ازت بهم میخوره برو بمیر اصن بی غیرت (داد) (دور از جون بچم)


&:باشه میرم ولی من بی غیرتم که منم وقتی داشتی نفسای اخرتو می کشیدی رگمو زدم هاااا؟؟؟(با داد) (تا حالا دستش زیر لباسش بودکه معلوم نبود)


+:(ا/ت شوکه شده) م.....ممنو ببخش جیمین (گریه)نمی دونستمممم.... هق هق هق



&:رفتم گرفتمش تو بغلم بهش گفتم حالا فهمیدی دوست دارم همش بخاطر این بود که پرونده های زیادی داشتم و اگه نمیرسیدم به این جلسه نصف پولم میرفت کا رفت و مشکلی ندادم همین که سالمی بسه ......(بچم چه موادبه) (راستی جیمین ریس مافیاست ها)



+:هق هق هق ... منم دوست دارم !!!


فلش بک به فردای آن روز:
......

.......

چطور بود
دیدگاه ها (۰)

خودکشی با عشق پارت سومفلش بک فرای آن روز :&:خوبه امروز مرخص ...

هعی خداااا

بچه ها فیک جدید توضیحات: جیمین ۲۶ سالشه و ا/ت ۲۰ سالشه و اع...

خودکشی با عشق پارت یکم + :چند وقته جیمین باهام سرد رفتار میک...

Part 15

طراح عشق

**پارت ۷**کوک : کاری که گفتم رو انجام دادی ؟ خدمتکار : بله ق...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط