{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

یه دختر دیدم خیلی ناز بود،

یه دختر دیدم خیلی ناز بود،
داشت از کنارم رد میشد،
یه لبخند زدم اونم یه لبخند زد
رفتم دنبالش گفتم:
من از شما خوشم اومده، میشه شمارتونو داشته باشم؟
گفت: نه
گفتم: من ازت خواهش میکنم. هر کاری هم بگی انجام میدم
گفت: لطفاً برین
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
منم همونجا ریدم


من که به حرفش گوش دادم. نمیدونم چرا جیغ کشید و فرار کرد
دیدگاه ها (۲۳)

دوستانی که مازراتی دارن مراقب فیلترهای روغن تقلبی عربی باشن ...

من ک فقط ی مردرو در حال کتاب خوندن دیدمو میبینم :-P باور کنی...

هنگام به دنیا آمدن در گوشمان اذان می خوانند ولی نمازی نمی خو...

گفتم خدایا تواین دنیا یه ستاره هم تو آسمون ندارم!....ندا اوم...

جادویی عشق Part 44 اميلي-خوب ببخشید..حالا چي شد؟ دقیق برام ب...

همخونه اجباری.. پارت 2."ویو پارک دوین"نفسم بند اومده بود..دس...

♥⁠╣⁠[لمس ممنوعه]⁠╠⁠♥⁦ᕙ⁠[⁠・⁠part 41・⁠]⁠ᕗکمی دیگه که رفتیم گفت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط