{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

شب یلدا

شب یلدا

تمام شب هایم شب یلداست،
بلند است و پر رمز و راز ،
پر از اشاره و پیچش چشمهامان،
و صداست که تا نزدیک صبح
تپش های قلبمان را
نوازش می داد .

شاید تو یادت برود
ولی هنوز که هنوز
من زمین گیر همان لحظه های نفس گیرم
بال و پر در همین مرز و بوم
در خیال تو به آتش کشیده ام
سیمرغ وجودم تو را می خواند
و هر شب پری از وجودم به آتش می رود
و تو خیال در خیال من
تصویر می شوی
و من به معراج می ر وم
و تو در اوج من
مهتاب شب های پر ستاره می شوی.

تمام شب هایم شب یلداست
و کاش آتش بازی چشمهامان
هر شب
مثل چهارشنبه سوری آخر سال
همیشه تکراری هزار ساله داشت.

و هر شب من یلداست
و هر شب من
خیال آتش بازی چشمهامان
گویی خیالی است فقط برای من
و تو شاید یاد نیست
شاید یادت نیست.

عبداله محمدزاده سامانلو
کتاب الهه ی راحیل

کانال عاشقانه های
#عبداله_محمدزاده_سامانلو
https://telegram.me/amsamanloo
دیدگاه ها (۲۱)

فراتر از میله های زندانپشت زندان ناباوری امدر این روز ها،چه ...

کانال عاشقانه های منصفحه رسمی اشعار عبداله محمدزاده سامانلوت...

فراتر از میله های زندانپشت زندان ناباوری امدر این روز ها،چه ...

به تو که می رسمخودم را گم می کنم،می ترسم پیدایت نکنم ؟؟!کانا...

شاید بیایی...اما نه از آن راهی که چشم‌هایم هر شب به انتظارش ...

' در این اتاق ، زمان ایستاده است . قابِ عکسِ رویِ میز ، آخری...

کیستی که من جز او نمی بینم و نمیابمدریای کدام پشت پنجره ای؟ک...

می‌گویند «او رفته است»؛ کلمه‌ها را طوری ادا می‌کنند که انگار...

یک دشت پر از گلهای سرخ عاشق تقدیم تو باد الهه عشق من

زین استون (Zane Stone )سن: ۱۸ سال (سال آخر دبیرستان)قد و هیک...

«دنیا خیلی بی‌رحمه بابا… آدم‌ها برای رفتن آماده می‌شن، اما م...

کتمان نمی‌کنم، هنوز هم کماکان دوستت می‌دارم، هنوز هم با وجود...

پروانه جان

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط