وقتی که دستای باد قفس مرغ گرفتار شکست
وقتی که دستای باد قفس مرغ گرفتار شکست
شوق پرواز نداشت
وقتی که چلچله ها خبر فصل بهار می دادن
عشق آواز نداشت
دیگه آسمون براش فرقی با قفس نداشت
شوق پرواز توی ابرا سوی جنگلای دور
دیگه رفته از خیال اون پرنده صبور
اما لحظه ای رسید
لحظه پریدن و رها شدن میون بیم و امید
لحظه ای که پنجره بغض دیوار شکست
نقش آسمون صاف میون چشاش نشست
مرغ خسته پرکشید و افق روشن دید
تو هوای تازه دشت
به ستاره ها رسید
لحظه ای پاک و بزرگ دل به دریا زد و رفت
شوق پرواز نداشت
وقتی که چلچله ها خبر فصل بهار می دادن
عشق آواز نداشت
دیگه آسمون براش فرقی با قفس نداشت
شوق پرواز توی ابرا سوی جنگلای دور
دیگه رفته از خیال اون پرنده صبور
اما لحظه ای رسید
لحظه پریدن و رها شدن میون بیم و امید
لحظه ای که پنجره بغض دیوار شکست
نقش آسمون صاف میون چشاش نشست
مرغ خسته پرکشید و افق روشن دید
تو هوای تازه دشت
به ستاره ها رسید
لحظه ای پاک و بزرگ دل به دریا زد و رفت
- ۳.۵k
- ۰۳ مرداد ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط