{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

کوک: جیمین خونت کجاست

کوک: جیمین خونت کجاست
جیمین: بشینید تو ماشین تا بریم عمارتم اونجا امنه
کوک: خوبه راستی مراقب آبجیم باش
جیمین: تو کجا میخوای بری
کوک: حساب خان بزرگ و. برسم
ا.ت: تو رانندگی بلد نیستی بعد میخوای یه ادم خیلی قوی رو بکشی که هزارتا محافظ دارع
کوک: مسخرم نکن
جیمین: راست میگه نزدیک بود با رانندگیت هممون رو بکشی(خنده)
کوک: یاااا اصن نخواستیم
ا.ت: افرین پسر خوب
جیمین:اینم عمارت
ا.ت: خوبع(زودتر از همه میره تو عمارت)
کوک: جیمین
جیمین: بله
کوک: تو خواهرمو دوست داری؟
جیمین: این چه سوالیه میپرسی
کوک: جواب بدع بگو
جیمین: خ خ خب یه حسی بهش دارم
کوک: خب چرا لکنت گرفتی
جیمین: هیچی
کوک: ولی مطمئنم از یه حس فراتره
جیمین: اره عاشقشم از همون روز اول عاشقش شدم
کوک: همیشع راستشو بگو
جیمین: واسع چی. پرسیدی
کوک: اونش با من ا.ت هم مطمئنا بهت حس داره
ا.ت: نمیخواین بیاین توووو
جیمین: اومدیم
کوک: میخوای بع ا.ت حستو بگی
جیمین: اگر. جواب منفی بدع چی
کوک: نه نمیدع سوپرایزشم با من
جیمین: عررر تو بهترین برادر زن آیندع ی منی
کوک: ولی اگر اذیتش کنی من میدونم و تو(ترسناک)
جیمین: چشم چشم(خنده)

لایک: ۲٠
جین: همینجوری رد نشو حداقل لایک کننننن خوشگله
دیدگاه ها (۰)

اومدم بگم زندم ولی هر روز دارم شکنجه میشم هق

#درخواستی

حمایت واسع فیک. کمه هان

دست گرم پارت 3 بعد لبشو روی لب ا. ت گزاشت که باعث شد حرارت ...

چند پارتی نامجون (درخواستی)پارت⁵نامجون : میخواستم یه سوالی ا...

love in the dark②⑧یک هفته بعد (شب) داشتم تلویزیون میدیدم که ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط