{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تنهایی

تنهایی
مثل باران پاییزی
وسوسه‌ی قدم‌زدن است در خیابان؛
که می‌روی و باز می‌‌گردی و تازه می‌فهمی:
خیس شده‌ای، تا مغزِ استخوان‌هات!

رضا_کاظمی
دیدگاه ها (۱)

تو رها در من و من محو سرا پای توامتو همه عمر من و من همه دنی...

صبحِ امروز وقتی داشتمچایی صبحانه را هم میزدم شنیدم که گوینده...

دیالوگ_ماندگارمی دونی همه فکر میکنن اگه حس واقعیشون و بگن هم...

با چشم های خیسهرآنچه هست را دو تا میبینم تو را که نیستیهر پل...

🍊🍂تو می‌دانی من چقدر ذوق دارم برایپاییز؟ برای خنکای عصرهنگام...

چون تایفه ات استممکنه چشمات رو روی کلیحقیقت ها ببندی دست خود...

تازگی ها ڪه دلمـ میگیرد؛شال و کلاه میڪنمـ هندزفری و گوشیمـ ر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط