{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پنجره را باز کردم

پنجره را باز کردم
نفس بیاید
عطر تو آمد
قرار رفت...

#حامد_عبداللهی✳ ️
دیدگاه ها (۱)

‍ بلاتکلیف در کسالت عصر جمعه زل زده به انجیرهای کالو کبوتران...

بغیرِ عشق آوازِ دهل بود هر آوازی که در عالم شنیدم #مولانا

قحطیعشق و غزل آمده استدر جانمجمعه شد باز دلم حال و هوایت دار...

اگر سنجاق مویت وا شوداز دست خواهم رفت!که سربازی چه ‌خواهد کر...

تو رد شدیعطر تو ورزید برمزار مننفس کشید سینه ی منی که جان ند...

غروب که شد ،هرجای این شهر آهنی بودی خودت را به خانه ام برسان...

باز کن پنجره رامن تو راخواهم برد،به سرِ رود خروشان حیات،آب ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط