{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

آفرین

(آفرین)
خاطری ناشاد را گر شادکردی آفرین+
کلبه ای ویرانه گر آباد کردی آفرین+
چون رسیدی بر سریرِقدرت و فرماندهی*
گر حذر از ظلم واستبدادکردی آفذین*
چون به بامِ قلّه های عشق وآمال وامید+
گلشنِ مهرووفا ایجاد کردی آفرین+
فاسق و گمگشته راهی رابدون از ادّعا*
رهنمون گشتی وهم ارشادکردی آفرین*
مستمندی را اگر پیدا وپنهان بی ریا+
درگرفتاری وغم, امدادکردی آفرین+
گریتیمی رادر آن بحبوحه ی رنج وعذاب*
بانوازش هایِ خود,دلشادکردی آفرین*
مرغِ دام افتاده ای را ازستمگاهِ قفس+
با پرو بالِ وفا آزاد کردی آفرین+
چون شدی زیبنده برانوارِعلم ومعرفت*
گرسپاس از محضرِ استاد کردی آفرین*
در رهِ خضر نبی,هم مهدیِ موعودِخود+
دل خوش ازگلواژه ی میعادکردی آفرین+
چون سمندِ آرزوهایت نشد همگام ورام*
گر اِبا ازنِق نِق وایراد کردی آفرین*
کاخِ این اندرزهایِ دلنشین را ای عظیم+
چون به تار وپودِ خود بنیاد کردی آفرین+
بوسه ها بردست وپایِ آن معلّم هایِ خود*
همرهِ بادِ صبا ایفاد کردی آفرین****
++++++++++++++++++++++++
شاعر.عبدالعظیم عربی..ماهشهر.سربندر
دیدگاه ها (۸)

(محبوب)تجلّی گاهِ افکار,ای معلّم*سپهسالارِ اَحرار ای معلّم*ب...

(تلخ و شیرین)گهی پشت است بر زین وگهی زین*نباشد گردشِ دوران ب...

( طلاق )نا بهنجاریّ و ناجوری طلاق+تیره همچون شامِ دیجوری طلا...

(یتیمی)یتیمی محنتی , دردی, بلائی×تو هم زخمِ دل وهم زخمِ پائی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط