{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

یتیمی

(یتیمی)
یتیمی محنتی , دردی, بلائی×
تو هم زخمِ دل وهم زخمِ پائی×
بُوَد درمانِ دردی زخمِ پا را+
ندارد زخمِ دل هرگز دوائی+
میانِ موج وطوفانهایِ جانکاه*
یتیمی کشتیِ بی ناخدائی*
ندارد پادشاهی شأن وشوکت+
بدون از تاج وتختِ دلربائی+
پدربود اَفسرودیهیم و اورنگ×
به انوارِ سراسر کبریائی×
پس از هجرانِ آن یاِ رِدلارام*
وفا شدهمنشین با بی وفائی*
اَلا ای چرخِ دونِ بی مروّت+
چرا آکنده از جور و جفائی+
محبّت کن تو برایتامِ مسکین*
به غمخواریّ و یاریّ و سخائی*
نوازش کن دلِ غمدیده ای را+
اگر شایسته برمرغِ همائی+
برو خلدِ برین جستجو کن*
به شکّرخنده ی هربینوائی*
به تیماری دلت را همسفرکن+
به اشکی, ناله ای,آهی ,بُکائی+
یقین با این مَرام وخوی وخصلت*
عزیز وفاتحِ هردو سرائی*
عظیما سوزِ دل رامختصر کن+
تو که با دردِ دوران آشنائی++++++++
=======================
ازهمه ایتام عزیز التماس دعا دارم.
شاعر.عبدالعظیم عربی .ماهشهر
بندرامام
دیدگاه ها (۳)

( طلاق )نا بهنجاریّ و ناجوری طلاق+تیره همچون شامِ دیجوری طلا...

(آفرین)خاطری ناشاد را گر شادکردی آفرین+کلبه ای ویرانه گر آبا...

شاعری گفتا که قاتی میکنم*با قلم کارِ حیاتی میکنم***گرتوقاتی ...

(دل فریبی)دل فریبی چون شود افکارِتو+تا بیفتد رونقی درکارِ تو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط