پدر روزنامه میخواند اماپسرکوچکش مزاحمش میشد پدر صفحه ای ا
پدر روزنامه میخواند اماپسرکوچکش مزاحمش میشد پدر صفحه ای از روزنامه باعکس نقشه جهان راقطعه قطعه کرد وبه پسر دادوگفت ببینم میتوانی جهان را دقیقا همانطور که هست بچینی.میدانست پسرش تمام روز راگرفتار این کار است.اما یک ربع بعدپسرش بانقشه کامل برگشت پدر پرسید جغرافیا بلدی؟ چطور نقشه را چیدی؟
پسرگفت نه پشت قطعه های این روزنامه عکس یک آدم بودوقتی آن آدم را دوباره ساختم توانستم دنیا راهم بسازم
پسرگفت نه پشت قطعه های این روزنامه عکس یک آدم بودوقتی آن آدم را دوباره ساختم توانستم دنیا راهم بسازم
- ۵۲۸
- ۱۷ اسفند ۱۳۹۲
دیدگاه ها (۶)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط