{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

کودکی که لنگ کفشش را امواج از او گرفته بود روی ساحل نوشت

کودکی که لنگ کفشش را امواج از او گرفته بود روی ساحل نوشت دریا دزد کفشهای من..
مردی که ازدریا ماهی گرفته بود روی ماسه هانوشت دریا سخاوتمندترین سفره ی هستی..
موج آمد وجملات را باخود برد تنها این پیام باقی ماند حرفهای دیگران را در وسعت خویش حل کن تا دریا بمانی..
دیدگاه ها (۵)

پدر روزنامه میخواند اماپسرکوچکش مزاحمش میشد پدر صفحه ای از ر...

آنشب که به خانه برگشتم همسرم داشت غذا درست میکرد،باید به اوم...

معلم;افعال من دویدم تو دویدی او دوید مربوط به چ زمانیست؟دانش...

دوستت دارم فقط همین..واین عاشقانه ترین عاشقانه های دنیاست......

«مردی بین ما »پارت ۱۸: «صبحِ خاکستری» اولین پرتوهای بی‌رمق خ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط