{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

می رقصم در دورترین نقطه از حضور عشق،

می رقصم در دورترین نقطه از حضور عشق،
لابه لای زمان
در خیابان بیهودگی،
نگاهم را می تکانم از پشت شانه های شهر،
می رقصم تا طلوع کنم در غروب زندگی،
آری...
منم می رقصم،اما خاکستری
نه قرمزو سبز و صورتی
چرک آلود و سرما پوش
زیر آفتاب داغ
لای سرمای جنون
نه در میان تلالو رنگ هاو درخشش چشم ها
آری منم می رقصم اما خاکستری
و
این سطر آخر پشت چراغ زندگی...
آقا ... آقا ... یه فال ازم میخرید؟؟؟؟؟
دیدگاه ها (۳)

2

این است رسم زندگی....بوسه و عشــــــــــــــــــــق....

ای جانم.....

( last minute )

KIM V

KIM V

می رقصم در دورترین نقطه از حضور عشق،لابه لای زماندر خیابان ب...

رمان زندگی سیگاری قسمت ( 86)

فصل هفتمدستم ودراز کردم واشکاش وپاک کردم...لبخندتلخی بهم زدو...

***داستان عشق فربودجون*** قصهء آشنایی ما هم شنیدنی است. برای...

رمان زندگی سیگاری قسمت ( 101)

دشمن امن من

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط