KIM V
Part ۳۴
کیموی
تهیونگ: این چه حرفیه مال خودمی تاج سر من توله قشنگم
من زندگیم این چند وقت با تو رنگ دیگه ای گرفته تو شادی و زندگی منی همه وجودمی
اینا که کاری نیست در برابر کاری که تو با قلب یخ زده ی من کردی
ا.ت: میدونستی زیادی توله ی خرگوشت رو داری وابسته میکنی آقا ببره؟
بعد با یه جهش پرید بغلم
سریع زدم کنار تصادف نکنیم صندلی رو بردم عقب جا بیشتر باشه
به چشمام نگاه کرد با کیوت ترین حالت ممکن لباش رو لبام گذاشت
عطر شیرین وانیل با طعم توت فرنگیش دیوونه ام میکرد دستم رو انداختم پشت کمرش و با ولع شروع کردم بوسیدن دوتا
توت فرنگی خوشگلش
یه گاز از لباش گرفتم که نالش در اومد منم زبونم رو بردم داخل دهنش شروع کردم ساک زدن زبون کوچولوش انقدر غرق بوسه بودیم که متوجه زمان نشدیم
به سختی از هم جدا شدیم لبای هر دومون حسابی پف کرده بود
تهیونگ: بیا بیبی این بالم لب بزن لبات ترک نخوره
و شروع کردم رانندگی به سمت امارت
مادر و پدرش باید تا الان اومده باشند
وقتی رسیدیم خریدها رو برداشتم ا.ت هم خرید لباسای زیرش برداشت
رفتیم سمت آسانسور طبقه ۸ زدم که خونه خودم
ا.ت : تهیونگ وسایل من پایینه
تهیونگ: به شین هه گفتم وسایلت رو بیارن بالا
ا.ت: شما کی هماهنگ کردید؟
تهیونگ: همون موقع که رفته بودی لباس زیر بگیری کیوتی
آسانسور رسید اولش مثل پایین بود درو که باز کرد من دیگه تو این دنیا نبودم
ا.ت: تهیونگ میشه بگی این همه خلاقیت تو طراحی از کجا آوردی؟!!
تهیونگ: بیبی شغل دوم من معماریه ، هرکسی نمیدونه چون با اسم اصلیم شرکت اداره میکنم نه کیم وی
اسم شرکتم هم TK هست باید شنیده باشی؟
ا.ت: واقعی شرکت TK برای توعه؟ مطمئنی؟
تهیونگ: بله توله البته سهامداران دیگه هم داره از جمله پدر خودت که در جریانی
ا.ت: واوووو هی میگم بابا بذار منم بیام شرکت نمیذاره و گرنه زودتر دیده بودمت
پس تو از اول شماره بابام داشتی؟
يجور فیلم بازی میکنه انگار نمیشناسه
خندیدم به قیافه اخمالو كيوتش
تهیونگ: می خواستم سوپرایز بشی عزیزم
ا.ت: خب حالا بدو تهیونگ الان بابام اینا میان وسایل رو کجا ببرم
تهیونگ: نگران نباش فعلا بالا نمیان پایین جشن گرفتیم
بیا دنبال من توت فرنگی
وسایلو برداشتم رفتیم طبقه بالا
۷ تا اتاق داشت به سمت اتاقی آخری رفتیم
تهیونگ: اینجا اتاق ماست بیبی
سمت بیرونی ساختمان بالکن بزرگ بود برای همین نور خوبی داشت
تم اتاق بنفش و خاکستری و سفید بود . روى بالکن گلهای رز و و نرگس به کار رفته بود
یک اتاق لباس بزرگ و مستر هم داشت سقف اتاق اینه کاری شده بود و یک تلویزیون بزرگ رو به روی تخت رو دیوار نصب شده بود
ا.ت: ته اینجا خیلی قشنگه
تهیونگ: برای خودمون بیبی آمادش کردم
گونشو بوسیدم و لباسام رو در آوردم
تهیونگ: من میرم حموم توت فرنگی تو وسایلت رو بچین به سلیقه ی خودت تو کمد
ا.ت
شلوارم تنگ بود اذیت میکرد با یک شلوار راحتی عوضش کردم
نوار دور سینمم باز کردم یکی از اون تاپهایی که خریده بودمو پوشیدم
مسواک هامون و مواد مراقبت پوستی هم برداشتم
رفتم سمت مستر
حموم توسط یه شیشه از دستشویی جدا میشد
تهیونگ سرپا داشت دوش میگرفت چرا ماتی شیشه رو فعال نکرده
اگه به جای من یکی دیگه میومد چی
البته کی میخواد بیاد به جز خودت احمق
وسایلو با دقت چیدم مسواک من بنفش بود مسواک تهیونگ طوسی وسایل شوینده و مراقبت پوستی هم چیدم
دمپایی های حوله ای خرگوش و خرس بنفش و طوسی هم جلو در مستر گذاشتم تا تهیونگ اومد بپوشش
حوله تن پوش که خریده بودیم بنفش و طوسی هم انداختم رو تخت تا بعد ببرم مستر وصل کنم
رفتم سر لباس ها !!! چقدر زیادن لباس خونگی ها
آویزونیها رو آویز کردم بقیه رو تو کشوها چیدم
لباس های بیرونی هم که شین هه زحمتش رو کشیده
لباس جدید مهمونی هم آویز کردم
آها لباسای زیرم مونده
یه کشو خالی باز کردم همه رو چیدم
لباس های خوابمم آویز کردم ته کمدم کسی نبینه
کتاب هامو بردم قسمت قفسه ها گذاشتم مداد هویجی هم که گرفته بودم پیش خودکار تهیونگ گذاشتم
اه از صبح بیرون بودم از خودم بدم میاد
چقدر تهیونگ طولش داد
رفتم سمت مستر در باز کردم
دیدم تهیونگ لخت داره صورتش اصلاح میکنه
ا.ت: تهیونگ سرما میخوری چرا اینطور وایسادی
سریع رفتم حوله طوسی برداشتم انداختم رو شونه هاش تیغ ازش گرفتم آستین هاش بپوشه بعد تیغ دادم بهش
گره حولش هم بستم
تهیونگ : اوم این خونه تازه رنگ زندگی گرفته
...
خوشگلا من از صبح دارم مینویسم و ۱ پارت دیگه مونده برای امروز
ایشالا تا یکم دیگه میزارم💘
کیموی
تهیونگ: این چه حرفیه مال خودمی تاج سر من توله قشنگم
من زندگیم این چند وقت با تو رنگ دیگه ای گرفته تو شادی و زندگی منی همه وجودمی
اینا که کاری نیست در برابر کاری که تو با قلب یخ زده ی من کردی
ا.ت: میدونستی زیادی توله ی خرگوشت رو داری وابسته میکنی آقا ببره؟
بعد با یه جهش پرید بغلم
سریع زدم کنار تصادف نکنیم صندلی رو بردم عقب جا بیشتر باشه
به چشمام نگاه کرد با کیوت ترین حالت ممکن لباش رو لبام گذاشت
عطر شیرین وانیل با طعم توت فرنگیش دیوونه ام میکرد دستم رو انداختم پشت کمرش و با ولع شروع کردم بوسیدن دوتا
توت فرنگی خوشگلش
یه گاز از لباش گرفتم که نالش در اومد منم زبونم رو بردم داخل دهنش شروع کردم ساک زدن زبون کوچولوش انقدر غرق بوسه بودیم که متوجه زمان نشدیم
به سختی از هم جدا شدیم لبای هر دومون حسابی پف کرده بود
تهیونگ: بیا بیبی این بالم لب بزن لبات ترک نخوره
و شروع کردم رانندگی به سمت امارت
مادر و پدرش باید تا الان اومده باشند
وقتی رسیدیم خریدها رو برداشتم ا.ت هم خرید لباسای زیرش برداشت
رفتیم سمت آسانسور طبقه ۸ زدم که خونه خودم
ا.ت : تهیونگ وسایل من پایینه
تهیونگ: به شین هه گفتم وسایلت رو بیارن بالا
ا.ت: شما کی هماهنگ کردید؟
تهیونگ: همون موقع که رفته بودی لباس زیر بگیری کیوتی
آسانسور رسید اولش مثل پایین بود درو که باز کرد من دیگه تو این دنیا نبودم
ا.ت: تهیونگ میشه بگی این همه خلاقیت تو طراحی از کجا آوردی؟!!
تهیونگ: بیبی شغل دوم من معماریه ، هرکسی نمیدونه چون با اسم اصلیم شرکت اداره میکنم نه کیم وی
اسم شرکتم هم TK هست باید شنیده باشی؟
ا.ت: واقعی شرکت TK برای توعه؟ مطمئنی؟
تهیونگ: بله توله البته سهامداران دیگه هم داره از جمله پدر خودت که در جریانی
ا.ت: واوووو هی میگم بابا بذار منم بیام شرکت نمیذاره و گرنه زودتر دیده بودمت
پس تو از اول شماره بابام داشتی؟
يجور فیلم بازی میکنه انگار نمیشناسه
خندیدم به قیافه اخمالو كيوتش
تهیونگ: می خواستم سوپرایز بشی عزیزم
ا.ت: خب حالا بدو تهیونگ الان بابام اینا میان وسایل رو کجا ببرم
تهیونگ: نگران نباش فعلا بالا نمیان پایین جشن گرفتیم
بیا دنبال من توت فرنگی
وسایلو برداشتم رفتیم طبقه بالا
۷ تا اتاق داشت به سمت اتاقی آخری رفتیم
تهیونگ: اینجا اتاق ماست بیبی
سمت بیرونی ساختمان بالکن بزرگ بود برای همین نور خوبی داشت
تم اتاق بنفش و خاکستری و سفید بود . روى بالکن گلهای رز و و نرگس به کار رفته بود
یک اتاق لباس بزرگ و مستر هم داشت سقف اتاق اینه کاری شده بود و یک تلویزیون بزرگ رو به روی تخت رو دیوار نصب شده بود
ا.ت: ته اینجا خیلی قشنگه
تهیونگ: برای خودمون بیبی آمادش کردم
گونشو بوسیدم و لباسام رو در آوردم
تهیونگ: من میرم حموم توت فرنگی تو وسایلت رو بچین به سلیقه ی خودت تو کمد
ا.ت
شلوارم تنگ بود اذیت میکرد با یک شلوار راحتی عوضش کردم
نوار دور سینمم باز کردم یکی از اون تاپهایی که خریده بودمو پوشیدم
مسواک هامون و مواد مراقبت پوستی هم برداشتم
رفتم سمت مستر
حموم توسط یه شیشه از دستشویی جدا میشد
تهیونگ سرپا داشت دوش میگرفت چرا ماتی شیشه رو فعال نکرده
اگه به جای من یکی دیگه میومد چی
البته کی میخواد بیاد به جز خودت احمق
وسایلو با دقت چیدم مسواک من بنفش بود مسواک تهیونگ طوسی وسایل شوینده و مراقبت پوستی هم چیدم
دمپایی های حوله ای خرگوش و خرس بنفش و طوسی هم جلو در مستر گذاشتم تا تهیونگ اومد بپوشش
حوله تن پوش که خریده بودیم بنفش و طوسی هم انداختم رو تخت تا بعد ببرم مستر وصل کنم
رفتم سر لباس ها !!! چقدر زیادن لباس خونگی ها
آویزونیها رو آویز کردم بقیه رو تو کشوها چیدم
لباس های بیرونی هم که شین هه زحمتش رو کشیده
لباس جدید مهمونی هم آویز کردم
آها لباسای زیرم مونده
یه کشو خالی باز کردم همه رو چیدم
لباس های خوابمم آویز کردم ته کمدم کسی نبینه
کتاب هامو بردم قسمت قفسه ها گذاشتم مداد هویجی هم که گرفته بودم پیش خودکار تهیونگ گذاشتم
اه از صبح بیرون بودم از خودم بدم میاد
چقدر تهیونگ طولش داد
رفتم سمت مستر در باز کردم
دیدم تهیونگ لخت داره صورتش اصلاح میکنه
ا.ت: تهیونگ سرما میخوری چرا اینطور وایسادی
سریع رفتم حوله طوسی برداشتم انداختم رو شونه هاش تیغ ازش گرفتم آستین هاش بپوشه بعد تیغ دادم بهش
گره حولش هم بستم
تهیونگ : اوم این خونه تازه رنگ زندگی گرفته
...
خوشگلا من از صبح دارم مینویسم و ۱ پارت دیگه مونده برای امروز
ایشالا تا یکم دیگه میزارم💘
- ۵.۰k
- ۰۵ شهریور ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱۸)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط