{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پیشانی حاجی شهر پینه بسته

پیشانی حاجی شهر پینه بسته
دستهای پدرم نیز همینطور!
بزرگتر که شدم تازه فهمیدم پدرم با دستانش نماز می خواند!
سلامتی همه ی پدرهای که بدون توقع محبت میکنن
دیدگاه ها (۲)

»»» آیه ی روز :**************(ارسال شده توسط برنامه ی «قلم ق...

ای خسته از جماعتِ غرقِ ریا حسینای دل بُریده از همه ی رنگ ها ...

#معشوقه_آلفا

عاشقانه های شبنم درکنارزندگیم

بسم الله الرحمن الرحیمپاسخ قسمت دوم :بلکه باید چنین نماید. ...

✦ اولین گناه ✦فصل هشتم: صبحی که هیچ‌کس انتظارش را نداشت---نی...

رمان لونا و ویلیام : قسمت ۱۴

رمان اسیر خان پارت اول ۱

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط