{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

Stray Kids Changbin

وقتی اون دوست داشت ولی تو بهونه می‌اوردی... P5

ویو ا.ت
بعد از اینکه صبحونه خوردیم من رفتم تو اتاق که آماده بشم و کم کم برم خونه خودمون...
چانگبین: ا.ت؟! کجا داری میری؟؟
ا.ت: دارم اماده میشم کم کم برم خونمون
چانگبین: چییییی؟؟؟؟ خونهههههه؟؟؟؟
ا.ت: اره دیگه...
چانگبین: نهههه اااا.تتتتت منو تنها نزاررررر
ا.ت: عزیزم... خیلی زود برمیگردم...

ویو چانگبین
مثل بچه برای رفتن ا.ت اشک می‌ریختم... روی زانوهام افتادم... تا حالا هیچوقت برای رفتن کسی انقد گریه نکردم... نمیتونم ریختن اشک هام رو کنترل کنم...
ا.ت: چانگبین انقد گریه نکن عزیزم... باور کن خیلی زود برمیگردم...
چانگبین: اخه... اخه چجورییییی؟؟ من... من نمیتونم خودمو کنترل کنمممم... اونم سر توووو...
ا.ت: بیا یه شرط بزاریم...
چانگبین: چه شرطی؟
ا.ت: من الان میرم خونه ولی بعدازظهر باهم قرار میزاریم یه جایی... اوک؟
چانگبین: اوک...
دیدگاه ها (۰)

Stray Kids Changbin

Stray Kids Changbin

عشق مافیا

سناریو ران پارت ۲

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط