{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بوسه بزن به رويم ، اي ماه ِ روبرويم

بوسه بزن به رويم ، اي ماه ِ روبرويم
سجاده را رها كن امشب كه بي وضويم

در حلقه ي جواني ، منشور زندگاني
تَنگم ببر به آغوش من عاشق ِ همويم

كامي كه هر شبانه پژواك شعر من كرد
از اين صدا چه داند ، از بغض در گلويم

شعري كه گريه آورد بر صورت نگارم
غمگين ترين غزل را مينوشد از سبويم

داغ از خزان گرفتم ، از ديدگان كوچه
آشفته گريه ميكرد برگي به آب جويم

آن مهربان بيامد با خود قرار من برد
با رفتنش نِشانده حسرت به بار كويم

تصنيف شعر بيدل اين غصه را روا كرد
دردي كه ازتودارم بااين غزل نگويم ❤
دیدگاه ها (۰)

دیوانه شدم فکر نکن مست شرابمدائم تو نزن زخم بر این جسم کبابم...

عصرتون پراز شادے بے سبب قلبتون مملو از مهربانی دستتون سر...

درون دلے ڪه پیــــدا نیستپر از زنـــدان و زندانیستتو را محڪـ...

ز خاک من اگر گندم بر آیداز آن گر نان پزی مستی فزایدخمیر و نا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط