HATE TO LOVE
____________________
☆HATE TO LOVE★
____________________
★PART:4☆
__________________________________________________________________
"سایههای رقیب:بازی موش و گربه در سئول"
شبهای سئول،زیر نور نئونهای خیرهکننده و آسمان خراشهای سر به فلک کشیده،صحنهی گرگومیشی بود که در آن،دو اژدهای قدرتمند،مافیاهای کارینا و جونگکوک، نفسهایشان به هم گره خورده بود. هر حرکت،هر نقل و انتقال،هر شایعه،با دقت زیر نظر گرفته میشد. کارینا،در مقر فرماندهیاش،که بامانیتورهای متعدد و نقشههای دقیق شهر تزئین شده بود،انگشتانش را روی صفحهی لمسی حرکت میداد.
"جونگکوک امروز سه تا محموله رو از بندر گانگنام جابجا کرده." لی،معاونش،با صدایی بم،گزارشی را ارائه داد."اما به نظر میاد همهش برای پرت کردن حواس ما باشه. حملهی اصلی رو از سمت رودخانه هان داره آماده میکنه."
کارینا با ابروانی در هم کشیده،به مانیتور خیره شد."رودخانه هان…منطقهی قدیمی. اونجا انبار زیاد داره. جونگکوک همیشه دوست داره از نقاط ضعف قدیمی استفاده کنه. نقشه رو بیار بالا."
روی مانیتور نقشه،منطقهی مورد نظر بزرگ شد. کارینا با دقت به نقاط استراتژیک نگاه میکرد. "احتمالاً یه انبار متروکه رو در نظر داره. جایی که بتونه نیروهاشو جمع کنه و بدون اینکه کسی بفهمه،عملیات رو شروع کنه."او به سمت لی برگشت. "باید حواسمون به تمام تونلهای زیرزمینی و کانالهای فاضلاب اون منطقه باشه. جونگکوک اهل غافلگیر کردنه."
همزمان،در مخفیگاه جونگکوک،که با دکوراسیون صنعتی و هنریاش،فضایی سرد و مرموز داشت،جونگکوک هم گزارشهای تیمش را بررسی میکرد.
"رئیس،کارینا داره روی بندر تمرکز میکنه. امروز چندین تیم شناسایی رو به اون منطقه فرستاده." یکی از افرادش با احترام گفت.
جونگکوک پوزخندی زد."خوبه. بذار فکر کنه که ما احمقیم. بذار فکر کنه که تمام حرکاتمون قابل پیشبینیه." او به نقشهی منطقه کنار رودخانه هان اشاره کرد."ما از مسیرهای قدیمی استفاده میکنیم. تونلهایی که کسی ازشون خبر نداره. وقتی کارینا بفهمه که ما از کجا ضربه زدیم،دیگه خیلی دیره."
تنش بین دو گروه،مانند سیمی کشیده شده،در سراسر شهر احساس میشد. هر دو آمادهی ضربه زدن بودند،اما هر دو غافل از اینکه نیرویی سوم،با مهرههای پنهان،این بازی مرگ و زندگی را هدایت میکرد.
"ادامه دارد..."
__________________________________________________________________
=برای پارت بعد،۱۰لایک=
__________________________________________________________________
#فیک #فیکشن #جونگکوک #تهیونگ
#بی_تی_اس #فیک_جونگکوک #چندپارتی
#فیکشن_بی_تی_اس #فیکشن_جونگکوک
#وانشات #چندشاتی #دوپارتی
#تکپارتی #جیمین #بی_تی_اس
#دوشاتی #کیپاپ
#KEEP_SWIMMING
__________________________________________________________________
☆HATE TO LOVE★
____________________
★PART:4☆
__________________________________________________________________
"سایههای رقیب:بازی موش و گربه در سئول"
شبهای سئول،زیر نور نئونهای خیرهکننده و آسمان خراشهای سر به فلک کشیده،صحنهی گرگومیشی بود که در آن،دو اژدهای قدرتمند،مافیاهای کارینا و جونگکوک، نفسهایشان به هم گره خورده بود. هر حرکت،هر نقل و انتقال،هر شایعه،با دقت زیر نظر گرفته میشد. کارینا،در مقر فرماندهیاش،که بامانیتورهای متعدد و نقشههای دقیق شهر تزئین شده بود،انگشتانش را روی صفحهی لمسی حرکت میداد.
"جونگکوک امروز سه تا محموله رو از بندر گانگنام جابجا کرده." لی،معاونش،با صدایی بم،گزارشی را ارائه داد."اما به نظر میاد همهش برای پرت کردن حواس ما باشه. حملهی اصلی رو از سمت رودخانه هان داره آماده میکنه."
کارینا با ابروانی در هم کشیده،به مانیتور خیره شد."رودخانه هان…منطقهی قدیمی. اونجا انبار زیاد داره. جونگکوک همیشه دوست داره از نقاط ضعف قدیمی استفاده کنه. نقشه رو بیار بالا."
روی مانیتور نقشه،منطقهی مورد نظر بزرگ شد. کارینا با دقت به نقاط استراتژیک نگاه میکرد. "احتمالاً یه انبار متروکه رو در نظر داره. جایی که بتونه نیروهاشو جمع کنه و بدون اینکه کسی بفهمه،عملیات رو شروع کنه."او به سمت لی برگشت. "باید حواسمون به تمام تونلهای زیرزمینی و کانالهای فاضلاب اون منطقه باشه. جونگکوک اهل غافلگیر کردنه."
همزمان،در مخفیگاه جونگکوک،که با دکوراسیون صنعتی و هنریاش،فضایی سرد و مرموز داشت،جونگکوک هم گزارشهای تیمش را بررسی میکرد.
"رئیس،کارینا داره روی بندر تمرکز میکنه. امروز چندین تیم شناسایی رو به اون منطقه فرستاده." یکی از افرادش با احترام گفت.
جونگکوک پوزخندی زد."خوبه. بذار فکر کنه که ما احمقیم. بذار فکر کنه که تمام حرکاتمون قابل پیشبینیه." او به نقشهی منطقه کنار رودخانه هان اشاره کرد."ما از مسیرهای قدیمی استفاده میکنیم. تونلهایی که کسی ازشون خبر نداره. وقتی کارینا بفهمه که ما از کجا ضربه زدیم،دیگه خیلی دیره."
تنش بین دو گروه،مانند سیمی کشیده شده،در سراسر شهر احساس میشد. هر دو آمادهی ضربه زدن بودند،اما هر دو غافل از اینکه نیرویی سوم،با مهرههای پنهان،این بازی مرگ و زندگی را هدایت میکرد.
"ادامه دارد..."
__________________________________________________________________
=برای پارت بعد،۱۰لایک=
__________________________________________________________________
#فیک #فیکشن #جونگکوک #تهیونگ
#بی_تی_اس #فیک_جونگکوک #چندپارتی
#فیکشن_بی_تی_اس #فیکشن_جونگکوک
#وانشات #چندشاتی #دوپارتی
#تکپارتی #جیمین #بی_تی_اس
#دوشاتی #کیپاپ
#KEEP_SWIMMING
__________________________________________________________________
- ۶.۵k
- ۱۹ فروردین ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط