{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

HATE TO LOVE

___________________
☆HATE TO LOVE★
___________________
★PART:۷☆
__________________________________________________________________
"شب بارانی و دلواپسی:پیش‌لرزه‌های یک جنگ"

سئول زیر بارانی بی‌امان فرو رفته بود. قطرات درشت باران،شیشه‌های بلند مقر فرماندهی کارینا را می‌شستند و تصویر شهر را در هاله‌ای از بخار فرو می‌بردند. کارینا،پشت میزش نشسته بود و به نقشه‌ی شهر که حالا زیر نور چراغ‌ها می‌درخشید،خیره شده بود. هر نقطه‌ی روشن،می‌توانست نمادی از یک عملیات،یک درگیری،یا یک تلفات باشد.

"آخرین گزارش‌ها چیه،لی؟"صدایش آرام اما پر از نگرانی بود.

لی،با چهره‌ای گرفته،پاسخ داد:"جونگکوک نیروهاشو در نزدیکی رودخانه هان مستقر کرده. به نظر میاد داره آماده‌ی یه حمله‌ی تمام عیاره. ما هم تمام نیروهای احتیاطی رو بسیج کردیم."

کارینا چشمانش را بست. تصویر جونگکوک،نه در لباس مافیا،بلکه در دوران نوجوانی،در میان خاطراتی مبهم،جلوی چشمانش آمد. آیا واقعاً این جنگ،اجتناب‌ناپذیر بود؟آیا سال‌ها نفرت،اینقدر عمیق شده بود که راه بازگشتی باقی نمانده بود؟

"حواستون به تونل‌های قدیمی باشه،لی. جونگکوک خیلی زیرکه. ممکنه از جایی حمله کنه که اصلاً انتظارشو نداریم."او به مانیتور بزرگی که تصویری از انبار متروکه کنار رودخانه را نشان می‌داد،اشاره کرد."اون انبار…جای خوبیه برای یه کمین. یا شاید برای یه حمله‌ی غافلگیرکننده."

در همان زمان،در مخفیگاه جونگکوک،او نیز با نگرانی به وضعیت نگاه می‌کرد. باران،عملیات شناسایی را دشوار کرده بود.

"رئیس،کارینا نیروهاشو در اطراف بندر متمرکز کرده. به نظر میاد داره انتظار یه حمله‌ی مستقیم رو داره."یکی از افرادش با اضطراب گزارش داد.

جونگکوک به نقشه‌ی رودخانه هان نگاه کرد."اون همیشه فکر می‌کنه من از روش‌های مستقیم استفاده می‌کنم. همیشه فکر می‌کنه من قابل پیش‌بینی‌ام."او به یاد آن نامه‌ی مرموزی افتاد که چند روز پیش به دستش رسیده بود و در آن،به او هشدار داده شده بود که کارینا قصد دارد با گروهی دیگر علیه او متحد شود."فکر می‌کنه من احمقم. ولی من از مسیری می‌رم که اون اصلاً فکرشو هم نمی‌کنه."

دلواپسی در دل هر دو موج می‌زد. هر دو احساس می‌کردند در آستانه‌ی جنگی بزرگ هستند،اما هیچکدام نمی‌دانستند که در واقع،این جنگ،تنها بخشی از نمایشی بود که برایشان کارگردانی می‌شد.

"ادامه دارد..."
__________________________________________________________________
#فیک #فیکشن #جونگکوک #تهیونگ
#بی_تی_اس #فیک_جونگکوک #چندپارتی
#فیکشن_بی_تی_اس #فیکشن_جونگکوک
#وانشات #چندشاتی #دوپارتی
#تکپارتی #جیمین #بی_تی_اس
#دوشاتی #کیپاپ
#KEEP_SWIMMING
__________________________________________________________________
دیدگاه ها (۰)

___________________☆HATE TO LOVE★___________________★PART:۸☆...

___________________☆HATE TO LOVE★___________________★PART:۹☆...

___________________☆HATE TO LOVE★___________________★PART:۶☆...

___________________☆HATE TO LOVE★___________________★PART:5☆...

____________________☆HATE TO LOVE★____________________★PART:...

___________________☆HATE TO LOVE★___________________★PART:۱۰...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط