HATE TO LOVE
___________________
☆HATE TO LOVE★
___________________
★PART:5☆
__________________________________________________________________
"طعم تلخ کمدی:لحظاتی در سایهی خطر"
کارینا،با وجود تمام تنشهای کاری،گاهی به لحظات غیرمنتظرهای برمیخورد که طعم تلخ و شیرین کمدی را در دل مافیای خشنش میچشاند. امروز،یکی از همین روزها بود.
"رئیس،یه مشکل داریم."لی با چهرهای رنگپریده وارد شد."یکی از افرادمون…جناب گوانگهو…رفته بالای پشتبوم یه ساختمون تجاری و ادعا میکنه که میخواد پرچم گروه ما رو اونجا نصب کنه. ولی…انگار یه کم ترسیده و نمیتونه بیاد پایین."
کارینا اول فکر کرد لی شوخی میکند،اما وقتی چهرهی جدی او را دید،آهی کشید. گوانگهو,مردی چهارشانه و قویهیکل،اما با ترس عمیق از ارتفاع. "واقعاً؟گوانگهو؟اون حتی از پلههای طبقهی دوم هم با احتیاط بالا میره!"
نیروهای کارینا با احتیاط به ساختمان نزدیک شدند. از پایین،گوانگهو را میدیدند که لرزان روی لبهی پشتبام ایستاده بود و سعی داشت پرچمی را که از میلهای آویزان کرده بود،محکم کند. منظرهای سورئال و البته خطرناک.
"گوانگهو!بیا پایین!اونجا خطرناکه!"کارینا از بلندگو فریاد زد.
گوانگهو با وحشت سرش را برگرداند."نمیتونمخیلی بالاست!رئیس!کمکم کن!"
صحنهی نجات گوانگهو،با تمام تنش و اضطرابش،لحظات خندهداری را برای نیروهای کارینا رقم زد. بالاخره با استفاده از نردبان و کلی تشویقهای عصبی،گوانگهو را به پایین آوردند،در حالی که صورتش از ترس سفید شده بود.
"دیگه هیچوقت…هیچوقت همچین کاری نمیکنم،رئیس!" گوانگهو نفسنفسزنان گفت.
کارینا،با وجود نگرانی، نتوانست جلوی لبخندش را بگیرد."فقط امیدوارم پرچمی که میخواستی نصب کنی،ارزش این همه دردسر رو داشته باشه."
این لحظات،یادآور این بود که حتی در دنیای خشن مافیا،جایی برای کمدی تلخ و اتفاقات غیرمنتظره وجود دارد. اتفاقاتی که باعث میشدند کارینا،با وجود تمام سختیها،همچنان به کارش ادامه دهد.
"ادامه دارد..."
__________________________________________________________________
#فیک #فیکشن #جونگکوک #تهیونگ
#بی_تی_اس #فیک_جونگکوک #چندپارتی
#فیکشن_بی_تی_اس #فیکشن_جونگکوک
#وانشات #چندشاتی #دوپارتی
#تکپارتی #جیمین #بی_تی_اس
#دوشاتی #کیپاپ
#KEEP_SWIMMING
__________________________________________________________________
☆HATE TO LOVE★
___________________
★PART:5☆
__________________________________________________________________
"طعم تلخ کمدی:لحظاتی در سایهی خطر"
کارینا،با وجود تمام تنشهای کاری،گاهی به لحظات غیرمنتظرهای برمیخورد که طعم تلخ و شیرین کمدی را در دل مافیای خشنش میچشاند. امروز،یکی از همین روزها بود.
"رئیس،یه مشکل داریم."لی با چهرهای رنگپریده وارد شد."یکی از افرادمون…جناب گوانگهو…رفته بالای پشتبوم یه ساختمون تجاری و ادعا میکنه که میخواد پرچم گروه ما رو اونجا نصب کنه. ولی…انگار یه کم ترسیده و نمیتونه بیاد پایین."
کارینا اول فکر کرد لی شوخی میکند،اما وقتی چهرهی جدی او را دید،آهی کشید. گوانگهو,مردی چهارشانه و قویهیکل،اما با ترس عمیق از ارتفاع. "واقعاً؟گوانگهو؟اون حتی از پلههای طبقهی دوم هم با احتیاط بالا میره!"
نیروهای کارینا با احتیاط به ساختمان نزدیک شدند. از پایین،گوانگهو را میدیدند که لرزان روی لبهی پشتبام ایستاده بود و سعی داشت پرچمی را که از میلهای آویزان کرده بود،محکم کند. منظرهای سورئال و البته خطرناک.
"گوانگهو!بیا پایین!اونجا خطرناکه!"کارینا از بلندگو فریاد زد.
گوانگهو با وحشت سرش را برگرداند."نمیتونمخیلی بالاست!رئیس!کمکم کن!"
صحنهی نجات گوانگهو،با تمام تنش و اضطرابش،لحظات خندهداری را برای نیروهای کارینا رقم زد. بالاخره با استفاده از نردبان و کلی تشویقهای عصبی،گوانگهو را به پایین آوردند،در حالی که صورتش از ترس سفید شده بود.
"دیگه هیچوقت…هیچوقت همچین کاری نمیکنم،رئیس!" گوانگهو نفسنفسزنان گفت.
کارینا،با وجود نگرانی، نتوانست جلوی لبخندش را بگیرد."فقط امیدوارم پرچمی که میخواستی نصب کنی،ارزش این همه دردسر رو داشته باشه."
این لحظات،یادآور این بود که حتی در دنیای خشن مافیا،جایی برای کمدی تلخ و اتفاقات غیرمنتظره وجود دارد. اتفاقاتی که باعث میشدند کارینا،با وجود تمام سختیها،همچنان به کارش ادامه دهد.
"ادامه دارد..."
__________________________________________________________________
#فیک #فیکشن #جونگکوک #تهیونگ
#بی_تی_اس #فیک_جونگکوک #چندپارتی
#فیکشن_بی_تی_اس #فیکشن_جونگکوک
#وانشات #چندشاتی #دوپارتی
#تکپارتی #جیمین #بی_تی_اس
#دوشاتی #کیپاپ
#KEEP_SWIMMING
__________________________________________________________________
- ۹.۶k
- ۱۹ فروردین ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط