{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

کاش که این سوخته دل حوصلـه می کرد

کاش که این سوخته دل حوصلـه می کرد
از سوزِ جدایــیِ تـــو کمتـــر گـلــــه می کرد

رفتی و فروریخـــــتـم؛ ای کــاش کسی بود
امدادرسانـــی پس از ایــن زلــزلــه می کرد

یاد آر دو چشمـی که چو گیسوی تو می دید
سلسال روان از خَــمِ آن سلســلــه می کرد

افسوس ندانست دلــت،زخـــــــم دلم را
شمشیر نمی کرد که این فاصـــله می کرد

کشتیِ نگاهت همه جا رفــت ، چه می شد
گاهی سفری هم سوی این اسکله می کرد

بیهــوده چه نالــیـــــم ؟ که دل بایـــد از آغاز
فکرِ گـــــذر از سختــــی این مرحله می کرد
دیدگاه ها (۱)

ای ابر دل گرفته ی بی آسمان بیاباران بی ملاحظه ی ناگهان بیاچش...

غم در دل تنگ من از آن است که نیستیک دوست که با او غم دل بتوا...

گیرم که در باورتان به خاک نشسته‌ام و ساقه‌های جوانم از ضربه‌...

دور از تو نفس برای من ممنوع استآرامش فکر و جان و تن ممنوع اس...

### پارت ۱۲: خاکسترِ یک امپراطوریصدای دور شدن ماشین‌های پلیس...

کاش که این سوخته دل حوصلـه می کرداز سوزِ جدایــیِ تـــو کمتـ...

ای کاش که این سوخته دل حوصلـه می کرداز سوزِ جدایــیِ تـــو ک...

ای کاش که این سوخته دل حوصلـه می کرداز سوزِ جدایــیِ تـــو ک...

ای کاش که این سوخته دل حوصلـه می کرداز سوزِ جدایــیِ تـــو ک...

ای کاش که این سوخته دل حوصلـه می کرداز سوزِ جدایــیِ تـــو ک...

ای کاش که این سوخته دل حوصلـه می کرداز سوزِ جدایــیِ تـــو ک...

ای کاش که این سوخته دل حوصلـه می کرداز سوزِ جدایــیِ تـــو ک...

ای کاش که این سوخته دل حوصلـه می کرداز سوزِ جدایــیِ تـــو ک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط