اسم فیک: عشق آبی
اسم فیک: عشق آبی
p22
ات: *نذاشتم تو صورت هی دو بزنه و دستشو تو هوا گرفتم تا مانعش بشم*... آخی؛ حرص نخور پوستت خراب میشه... ناسلامتی میخوای به پسرا نزدیک بشی، زشته!
شی ووک: *صدای دعواهاشون کم کم داشت بلند میشد و راهرو رو فرامیگرفت، سریع به سمتشون رفتم*
هی... اینجا چه خبره خانوما؟؟... ما کارمندایی که با کاراشون حاشیه درست کنن نمیخوایم... اگه قراره ادامه بدین....
سومین: *به هی دو و ات اشاره کردم* ...آجوشیی این دوتا داشتن به آرمی توهین میکردن منم آرمیم خب نمیتونستم سکوت کنم
ات: *دستمو از سر کلافگی توی موهام فرو بردم و از توی صورتم کنارزدم*... ایشون میخواسته مارو بزنه ولی مثل اینکه آخر ما بدهکار شدیم
شی ووک: *به سمتشون رفتم، صدام نه اونقدی بلند بود که ترسناک باشه و نه اونقدی آروم که شنیده نشه*... من نمیدونم کی شروع کرده ولی دفعه ی آخری باشه که میبینم دارین باهم جروبحث میکنین وگرنه دیگه هیچکدومتونو نمیخوام اینجا ببینم....
بورا: *کف دستامو به نشونه ی معذرت خواهی بهم چسبوندم*... ببخشید آقای شی ووک... قول میدیم دیگه تکرار نشه
شی ووک: دفعه ی اول و آخرتون بود که همچین رفتاری ازتون سر زد.... متاسفانه یا خوشبختانه قراره یه سال همو تحمل کنین.. *به ات نگاه کردم*.... ایشون میکاپ آرتیست اصلی هستن و هر دفعه میکاپ اعضا زیر نظر ایشون انجام میشه
بورا: *فکم رو محکم روی هم قفل کردم و صدای ساییده شدن دندونام بهم توی گوشام پیچید*
سومین: *نگاهم برا چند ثانیه روی ات قفل شد و گوشه ی لبم رو گاز گرفتم
ات: * چند ثانیه سکوت حکمفرما شد. لبخند محوی از سر پیروزی زدم؛ لبخندی که فقط با دقت دیده میشد.*
شی ووک: میس ات، شما دنبال من بیا، بقیه تون هم برین پایین تا یه سری از قوانین و کار هارو بهتون بگن، این هفته، هفته ی سختی برای شما هست... تمریناتتون فشردست، چون وقت کمه
بورا: پس مصاحبه ی ما با اعضا چی؟
شی ووک: میخواستن روی دنسشون کارکنن، شمارو بدون مصاحبه با توجه به رزومتون تایید کردن... *به ساعتم نگاه کردم* ... زودتر برین پایین
سومین: ببخشید میشه اعضای بی تی اس رو ببینیم بعد بریم؟
شی ووک: *اکسیژن رو با فشار تو ریه هام کشیدم*.... خیییر نمیشه... بفرمایید برید... از هفته ی دیگه هر روز میبینینشون
ات: *پوزخندی زدم و بعد دنبال شی ووک حرکت کردم*
ویو ات
ات: *ازشون دور شدم و به دنبال شی ووک رفتم... با یه حالت اعتراض گفتم*.... یه سوال... چرا از همون اول بهم نگفتی باید یه سال همراه بی تی اس برم تور جهانی؟
شی ووک: *بدون اینکه نگاهش کنم گفتم*... چون مطمئن نبودم که انتخاب میشی
ات: ولی تو ازم پول گرفتی پس من حق داشتم که بدونم دقیقا وارد چه کاری شدم.....نه، این جوابت منو قانع نمیکنه
شی ووک: خب حالا، برای تو چه فرقی میکنه؟... میخواستی میکاپ آرتیست بی تی اس بشی که شدی
ات:تو فرقشو نمیدونی؛ ولی برای من خیلی فرق میکنه
شی ووک: *پوزخند زدم و آروم گفتم*... چرا؟... بچه کوچیک داری؟... یا مثلا شوهرت نمیذاره؟!
ات: *ناخواسته خندیدم* الان مثلا خواستی تیکه بندازی؟
شی ووک: *با لبخند محوی که روی صورتم داشتم گفتم*... نه، صرفا سوال پرسیدم
ات: *نفسمو با فشار بیرون دادم*... به بقیه این موضوع رو گفتین؟
شی ووک: *وارد آسانسور شدیم و بعد دکمه ی طبقه ی 15 رو زدم*...کدوم موضوع؟
ات: همین یه سال تور جهانی رو
شی ووک: *به سمتش برگشتم*... به بقیه لازم نبود بگیم، خودشون بهتر از ما میدونستن
ات: *سرمو بالا گرفتم و نفس عمیقی کشیدم*... احساس میکنم چون طرفدار این گروه نیستم، گناه کردم یا مثلا از دنیا عقبم
شی ووک: * دستامو توی جیبم فرو بردم، از موقعی که دیده بودمش این اولین بار بود که داشت خودشو ضعیف نشون میداد*... نه گناه کردی و نه از دنیا عقبی، فقط بهتر بود قبل اینکه برای میکاپ آرتیستی گروه بی تی اس اودیشن بدی یه تحقیقی راجع بهشون... *مکث کوتاهی کردم*.... و شاید...شاید چون هنوز نمیشناسیشون اینطوری فکر میکنی*.آسانسور ایستاد*
ات: *باهم از آسانسور خارج شدیم*... نمیدونم، ولی... آره، شاید
شی ووک: *مکثی کردم و ادامه دادم*... ولی هنوزم دیر نشده، میتونی بعد از تمرین این کارو انجام بدی.... * و بعد به در بزرگ رو به روم اشاره کردم*... اینجا بخش آموزش میکاپ آرتیست هاست... هرکسی که استخدام میشه حداقل سه هفته اینجا آموزش میبینه... ولی شما چهار نفر فقط یه هفته زمان دارین، پس طبیعتا کارتون بیشتره... *در رو باز کردم و بهش اشاره کردم تا وارد بشه*... و طبیعتا کارتو از بقیه هم بیشتره، چون علاوه بر کار خودت، نظارت روی کار بقیه هم وظیفه ی توعه....
(دو تا پارت رو باهم براتون آپ کردمم🫂🙂♥)
p22
ات: *نذاشتم تو صورت هی دو بزنه و دستشو تو هوا گرفتم تا مانعش بشم*... آخی؛ حرص نخور پوستت خراب میشه... ناسلامتی میخوای به پسرا نزدیک بشی، زشته!
شی ووک: *صدای دعواهاشون کم کم داشت بلند میشد و راهرو رو فرامیگرفت، سریع به سمتشون رفتم*
هی... اینجا چه خبره خانوما؟؟... ما کارمندایی که با کاراشون حاشیه درست کنن نمیخوایم... اگه قراره ادامه بدین....
سومین: *به هی دو و ات اشاره کردم* ...آجوشیی این دوتا داشتن به آرمی توهین میکردن منم آرمیم خب نمیتونستم سکوت کنم
ات: *دستمو از سر کلافگی توی موهام فرو بردم و از توی صورتم کنارزدم*... ایشون میخواسته مارو بزنه ولی مثل اینکه آخر ما بدهکار شدیم
شی ووک: *به سمتشون رفتم، صدام نه اونقدی بلند بود که ترسناک باشه و نه اونقدی آروم که شنیده نشه*... من نمیدونم کی شروع کرده ولی دفعه ی آخری باشه که میبینم دارین باهم جروبحث میکنین وگرنه دیگه هیچکدومتونو نمیخوام اینجا ببینم....
بورا: *کف دستامو به نشونه ی معذرت خواهی بهم چسبوندم*... ببخشید آقای شی ووک... قول میدیم دیگه تکرار نشه
شی ووک: دفعه ی اول و آخرتون بود که همچین رفتاری ازتون سر زد.... متاسفانه یا خوشبختانه قراره یه سال همو تحمل کنین.. *به ات نگاه کردم*.... ایشون میکاپ آرتیست اصلی هستن و هر دفعه میکاپ اعضا زیر نظر ایشون انجام میشه
بورا: *فکم رو محکم روی هم قفل کردم و صدای ساییده شدن دندونام بهم توی گوشام پیچید*
سومین: *نگاهم برا چند ثانیه روی ات قفل شد و گوشه ی لبم رو گاز گرفتم
ات: * چند ثانیه سکوت حکمفرما شد. لبخند محوی از سر پیروزی زدم؛ لبخندی که فقط با دقت دیده میشد.*
شی ووک: میس ات، شما دنبال من بیا، بقیه تون هم برین پایین تا یه سری از قوانین و کار هارو بهتون بگن، این هفته، هفته ی سختی برای شما هست... تمریناتتون فشردست، چون وقت کمه
بورا: پس مصاحبه ی ما با اعضا چی؟
شی ووک: میخواستن روی دنسشون کارکنن، شمارو بدون مصاحبه با توجه به رزومتون تایید کردن... *به ساعتم نگاه کردم* ... زودتر برین پایین
سومین: ببخشید میشه اعضای بی تی اس رو ببینیم بعد بریم؟
شی ووک: *اکسیژن رو با فشار تو ریه هام کشیدم*.... خیییر نمیشه... بفرمایید برید... از هفته ی دیگه هر روز میبینینشون
ات: *پوزخندی زدم و بعد دنبال شی ووک حرکت کردم*
ویو ات
ات: *ازشون دور شدم و به دنبال شی ووک رفتم... با یه حالت اعتراض گفتم*.... یه سوال... چرا از همون اول بهم نگفتی باید یه سال همراه بی تی اس برم تور جهانی؟
شی ووک: *بدون اینکه نگاهش کنم گفتم*... چون مطمئن نبودم که انتخاب میشی
ات: ولی تو ازم پول گرفتی پس من حق داشتم که بدونم دقیقا وارد چه کاری شدم.....نه، این جوابت منو قانع نمیکنه
شی ووک: خب حالا، برای تو چه فرقی میکنه؟... میخواستی میکاپ آرتیست بی تی اس بشی که شدی
ات:تو فرقشو نمیدونی؛ ولی برای من خیلی فرق میکنه
شی ووک: *پوزخند زدم و آروم گفتم*... چرا؟... بچه کوچیک داری؟... یا مثلا شوهرت نمیذاره؟!
ات: *ناخواسته خندیدم* الان مثلا خواستی تیکه بندازی؟
شی ووک: *با لبخند محوی که روی صورتم داشتم گفتم*... نه، صرفا سوال پرسیدم
ات: *نفسمو با فشار بیرون دادم*... به بقیه این موضوع رو گفتین؟
شی ووک: *وارد آسانسور شدیم و بعد دکمه ی طبقه ی 15 رو زدم*...کدوم موضوع؟
ات: همین یه سال تور جهانی رو
شی ووک: *به سمتش برگشتم*... به بقیه لازم نبود بگیم، خودشون بهتر از ما میدونستن
ات: *سرمو بالا گرفتم و نفس عمیقی کشیدم*... احساس میکنم چون طرفدار این گروه نیستم، گناه کردم یا مثلا از دنیا عقبم
شی ووک: * دستامو توی جیبم فرو بردم، از موقعی که دیده بودمش این اولین بار بود که داشت خودشو ضعیف نشون میداد*... نه گناه کردی و نه از دنیا عقبی، فقط بهتر بود قبل اینکه برای میکاپ آرتیستی گروه بی تی اس اودیشن بدی یه تحقیقی راجع بهشون... *مکث کوتاهی کردم*.... و شاید...شاید چون هنوز نمیشناسیشون اینطوری فکر میکنی*.آسانسور ایستاد*
ات: *باهم از آسانسور خارج شدیم*... نمیدونم، ولی... آره، شاید
شی ووک: *مکثی کردم و ادامه دادم*... ولی هنوزم دیر نشده، میتونی بعد از تمرین این کارو انجام بدی.... * و بعد به در بزرگ رو به روم اشاره کردم*... اینجا بخش آموزش میکاپ آرتیست هاست... هرکسی که استخدام میشه حداقل سه هفته اینجا آموزش میبینه... ولی شما چهار نفر فقط یه هفته زمان دارین، پس طبیعتا کارتون بیشتره... *در رو باز کردم و بهش اشاره کردم تا وارد بشه*... و طبیعتا کارتو از بقیه هم بیشتره، چون علاوه بر کار خودت، نظارت روی کار بقیه هم وظیفه ی توعه....
(دو تا پارت رو باهم براتون آپ کردمم🫂🙂♥)
- ۱۵۹
- ۲۰ مرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط