اشکهایم حرف رفتن را زدی سیلاب شد
اشکهایَم حرف ِ رفتن را زَدی سیلاب شُد
رامسَر هم چشمهایَش چُون دلَم مرطوب نیست
شیشه یِ دل را شکستی خُرد گَشتم بعدِ تو ....
لامُروّت سینه اَست دستگاهِ خرمَن کوب نیست!
🌹 🌹
رامسَر هم چشمهایَش چُون دلَم مرطوب نیست
شیشه یِ دل را شکستی خُرد گَشتم بعدِ تو ....
لامُروّت سینه اَست دستگاهِ خرمَن کوب نیست!
🌹 🌹
- ۲۴۶
- ۰۵ مرداد ۱۳۹۶
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط