{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

اشکهایم حرف رفتن را زدی سیلاب شد

اشکهایَم حرف ِ رفتن را زَدی سیلاب شُد
رامسَر هم چشمهایَش چُون دلَم مرطوب نیست

شیشه یِ دل را شکستی خُرد گَشتم بعدِ تو ....
لامُروّت سینه اَست دستگاهِ خرمَن کوب نیست!
🌹 🌹
دیدگاه ها (۱)

همه ی آنهایی که گفته بودند «بی تو می میرم»بی هم زنده اندبه ک...

🔱 وقتی کسی🔱 برای نداشته هایت 🔱 بهانه میگیرد،🔱 بهتراست او را ...

اگر قصری بنا کردمنمیگویم که معمارممن آن نقاش بی رنگمکه بر دی...

من به بند تواسیرم تو زمن بی خبری؟آفرین! معرفت این است که ز م...

🤍پارت اول🤍سلام من آسا هستم و ۱۴ سالمه میدونید که چه زندگی مح...

سلامممم________یه میکاپ خیلی کم کردم رفتم پایین و بله مثه هم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط