{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

من به بند تواسیرم

من به بند تواسیرم
تو زمن بی خبری؟

آفرین! معرفت این
است که ز من می گذری

طعنه ی غیر ندیدی
که بسوزد دل تو

که بدانی که چه سخت
است به خدا در به دری.
دیدگاه ها (۱۰)

اگر قصری بنا کردمنمیگویم که معمارممن آن نقاش بی رنگمکه بر دی...

اشکهایَم حرف ِ رفتن را زَدی سیلاب شُدرامسَر هم چشمهایَش...

➕ الـو...➖ الـو بفرمایید...➕ نمی‌شناسے؟؟؟➖ نه شماااا؟؟؟➕ من ...

عاشقت بودم ودیوانہ حسابم ڪردے...آشنابودم وبیڪَانہ خطابم ڪردی...

این شعر را برای تو می‌گویمدر یک غروب تشنه‌ی تابستاندر نیمه‌ه...

در وصف تو گفتم همـه شـعری و ندیدیاز هــجر  تو  نـالــیدم و  ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط